همه به شوق خود گرفتارند ؛ آنانىكه نامه اعمالشان را بهدست چپ گرفتهاند ، همه غمگين و پريشانند . روز قيامت انسان به فكر كسى ديگر نيست و همه به نوعى به حال خود گرفتارند .
« إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ »
من در دنيا اين گمان را داشتم كه در قيامت حسابى خواهد بود يعنى به وقايع روز قيامت ايمان داشتم و به همين دليل خود را كنترل كردم .
طبيعى است كه اگر مردم به قيامت ايمان و اعتقاد پيدا كنند از اعمال ناپسند و زشت اجتناب مىكنند ؛ زيرا از عقاب آخرت مىترسند و به دستورات دين عمل مىكنند . وقتى به دستورات دين عمل كردند جهت پيدا مىكنند و خود را بهسوى بهشت سوق مىدهند . رفتن بهسوى بهشت ، اطاعت از دستورات دين مىخواهد ، خدمت به خلقالله ، احسان و نيكى به همنوعان و صلهرحم به خويشاوندان مىخواهد . اينها براى انسان ميسّر نمىشود مگر بهوسيله پيروى از دستورات دينى و شناخت و معرفت پروردگارجل جلاله . اگر انسان به دين عمل كند ، به فكر فريب دادن مردم نمىافتد . كلاه بردارى نمىكند . حق ديگران را غصب نمىكند . به مردم ظلم و ستم روا نمىدارد . از دروغ گفتن پرهيز مىكند . حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام مىداند و به مردم خود نيز كمك مىكند .
اما كسانىكه به قيامت ايمان ندارند ، به بهشت و دوزخ اعتقاد ندارند ، معلوم است كه مرگ را براى خود نابودى مىدانند و تمام هستى خود را در لذّتهاى حرام دنيا صرف مىكنند .
چون سگ درنده گوشت يافت نپرسد * كين شتر صالح است يا خر دجال