بايد دعوت گردد ؛ دخترش از دختر فلان شخص كمتر نيست و نبايد آبرويش نزد مردم برود . از اين قبيل شرط و شروط را براى داماد و پدرش پيشكش مىكند كه كاملًا خلاف شرع و خلاف كرامت انسانى است .
اينها در واقع از نعمت عقل محروماند ؛ زيرا اگر عقل داشته باشند مقدارى فكر مىكنند كه آيا چنين شرط و شروط با فطرت انسانى سازگارى دارد يا خير ؟ فردا اگر دخترش به خانه شوهر برود ، داماد قرضدار ، تمام كارهاى ناپسند پدر را بر رُخ دخترش مىكشد ؛ و بار حماقتهاى پدر ، بر دوش دخترش سنگينى مىكند . در نتيجه تمام كارهاىكه پدر دختر انجام داده ، توسط شوهر ، پدر شوهر و بقيه اعضاى خانواده او تلافى مىشود . در واقع دختر بىچاره هيچ تقصيرى ندارد ؛ ولى عكسالعمل پدر احمق او چنين چيزى را بهبار مىآورد . اينها همه خرافات است ، خرافات كه شاخ و دم ندارد . تمام اين عملهاى ضدّ اخلاقى را كه خدمت شما بيانكردم ، بدترين نوعى از خرافات است . اين كارهاى نا معقول علاوه بر موضوع شرعى دو ضرر ديگر نيز دارد .
اولًا ، ممكن است كه كسى نتواند چنين چيزهايى را قبول كند ، در اين صورت دختر به خانه مىماند و ممكن است به مرور زمان ، دست به عمل غير اخلاقى بزند و بىعفتى كند . در صورتىكه چنين كارى صورت بگيرد مسئوليت بر عهده كيست ؟ معلوم است كه پدر احمق او مسئول است ؛ زيرا به خاطر گرفتن پول و مصارف احمقانه ، دخترش را به اين وضعيت گرفتار كردهاست . دختر فروشى مگر غير از اين است ؟ فردا اگر دختر به علت بىعفتى به مرض مهلك ايدز گرفتار شود ، باز هم پدرش مسئول است .
ثانياً : اگر كسى پيدا شود كه شرايط اورا بپذيرد مسلماً وقتى عروس را به خانه بىبرد اعمال ناپسند و ضد اخلاقى پدرش را بر رخ او مىكشد . اين يك امر طبيعى
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 366
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٣٦٦