پيدا كند . وقتى در مسائل فقهى متخصّص گرديد حق رأى را هم دارد ، آن موقع مىتواند به سؤالات فقهى مردم پاسخ بگويد .
قرآن مجيد مىفرمايد :
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
« 1 » اگر نمىدانيد از متخصّصين دينى بپرسيد .
مسائل فقهى خيلى مهم است . به همين علت تاكنون علماى دينى صدها كتاب راجع به فقه نوشتهاند ؛ ولى در مرور زمان صدها مسائل فقهى ديگر واقع شدهو مىشود كه در كتابهاى فقهى امروز جواب آنها وجود نداشته باشد . جواب بسيارى از مسائل فقهى بايد همزمان با وقوع آن گفته شود ؛ كسى كه فقيه نباشد نمىتواند به آن جواب بگويد ؛ زيرا جواب آنها بايد توسط مجتهدين جامع الشرايط از قرآن و سنت استنباط شود ؛ بهعنوان مثال در كتابهاى مهم فقهى كه ما آنها را بهعنوان مصدر و مرجع مىپذيريم ، شايد بيشتر از بيست مسأله راجع به طب وجود نداشته باشد ؛ در حالىكه اكنون مسائل شرعى در مورد علوم طب ، آنچنان وسعت پيدا نموده است كه اگر همه آنها در فقه گنجانده شود شايد در حدود ده جلد كتاب شود .
من يك موقع در مورد مسائل جديد علوم طب ، مقدارى تحقيق كردم و آنها را نوشتم كه چهار جزء كتاب گرديد كه بعداً در دو جلد بهچاپ رسيد . در آن كتاب نظريات دانشمندان طب را در مورد مرگ و حيات ، پيوند اعضاى بدن ميّت پس از مرگ او به بدن كسى ديگر ؛ همچنين مسائل ديگرى مربوط به طب وجود دارد كه جواب شرعى آنها را بيان نمودهام . در همين مورد خوب است كه خدمت محصّلين دينى و دانشگاهى عرض كنم كه اكنون اين كتاب نزد من موجود است و آن داراى
هامش
( 1 ) - نحل / آيه 43