بر اينكه براى انسان واجب است بايد پنج مرتبه در روز و در اوقات معيّن خوانده شود ؛ در واقع خداوندمتعال جل جلاله مىخواهد پيوند انسان از او بريده نباشد و در بيست و چهارساعت بهطور مكرر در اوقات معين بايد با پروردگار خويش ارتباط برقرار نمايد ؛ زيرا روح مجرد انسان از عالم ملكوت است و با عالم ناسوت ، چندان علاقه ندارد ، مگر اينكه آلوده و كثيف شود ، در غير اين صورت روح با آن شفافيتى كه دارد ، هرگز به دنيا علاقهمند نمىشود و تمام توجه او به عالم بالا است . ارتباط روح به پرورگارش بايد هميشه بر قرار باشد . ؛ اگر ارتباط روح با عالم بالا قطع شود ، زود فاسد مىشود ؛ وقتى روح فاسد شود ، انسان از حيوان بدتر مىشود . بهقول شاعر :
بشنو از نى ، كين حكايت مىكند * از جدايىها شكايت مىكند
كز نيستان تا مرا ببريدهاند * از نفيرم مرد و زن ناليدهاند
هر كسى ازظنّ خود شد يار من * از درون من نجُست اسرار من
نى ؛ يعنى نفس مجرد انسان . شاعر مىگويد : از نفس خود بشنو كه هميشه از اين شكايت دارد ، كه چرا او را ازعالم ملكوت به عالم ناسوت آوردند ؟ در حالىكه او به اين عالم علاقه ندارد . روح چيزى عجيبى است كه تا امروز كسى از اسرار آن چيزى نفهميده است و هر كس در باره روح چيزهاى گفته است ؛ ولى به حقيقت آن تاكنون كسى پىنبرده است .
آتش عشق است كاندر نى فتاد * جوشش عشق است كاندر مى فتاد