در طول تاريخ بشريت ، تا آنجا كه حفّاريات در زمين صورت گرفته است نشانههاى كه از موجودات عاقل بهدست آمده و توسط علم جيالوجى تحقيق شده است ؛ هيچ قوم و قبيله وجود ندارد كه بدون پرستش بوده باشد . هركدام به نحوى خدا را پرستش مىكردند ؛ منتهى در جايىكه انبياء آمده بودند ، مردم خدا را به معنى واقعى مىپرستيدند و جاهاى كه انبياء نيامده بودند ، مردم طبق سليقه و خيالات خود هر كدام چيزى را بهعنوان خدا مىپرستيدند . در واقع خدا جويى و خدا پرستى در فطرت انسانها وجود دارد اگر فطرت انسان سالم باشد ، حتماً بهسوى خدا برمىگردد . « كل مولود يولد على الفطرت فأبواه يهودانه أو ينصرانه » « 1 » هركس كه به دنيا مىآيد فطرت خدا پرستى در او وجود دارد ، اگر يهودى و يا نصرانى مىشود ، توسط تلقين پدر و مادر مىشود .
بنابراين فطرت خدا جوى در همان ابتداى تولد وجود دارد ؛ منتهى محيط بر انسان تأثير گزار است . اگر پدر و مادر انسان در محيط كفر ، شرك و خرافه پرستى بوده باشد ، طفل يا كافر مىشود يا مشرك . اگر پدر و مادر مسلمان و متديّن بوده باشد ، طفل نيز مسلمان و متديّن بزرگ مىشود . محيط براى انسان بسيار تأثير دارد و در محيط ناسالم انسان به احتمال زياد فاسد مىشود ؛ چه توسط پدر و مادر و چه توسط كسانى ديگر . خلاصه اگر انسان بهحال خودش باقى بماند فطرت خدا پرستى در نهاد او وجود دارد و به محض شنيدن اسم خدا بهسوى او برمىگردد ؛ بر همين اساس قرآن مىفرمايد :
« وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ »
اين قرآن تذكره است براى متقيان و آنان را از خواب غفلت بيدار مىكند . بسيارى از اوقات انسان از خدا غافل مىشود ،
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى / كتاب الجنايز ، ابواب 80 و 93 ؛ . علامه طباطبايى ، الميزان / ج 16 ، ص 193 ، به نقل از اصول كافى .