ميدهد و اين اوامر تأثير خود را در نفس مقدس او به اندازه اى نمود كه در موقعى كه بدنش از شدت زخم خونين مى شد مى فرمود « 1 » خدايا قوم مرا بيامرز آنان نادانند و از نادانى مرا اذيت مى كنند ! !
« تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ »
( هود / 49 ) اينها ( يعنى داستان نوح ع ) از خبرهاى غيبى است كه وحى نموديم بسوى تو ، نه تو آنها را ميدانستى و نه قومت پيش - از وحى من - پس صبر كن به تحقيق كه پايان كار به نفع پر هيزگاران است .
« أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ »
( ضحى / 6 - 11 ) مگر يتيم نبودى كه خدا به تو جا و جاه داد ؟ گم شده نبودى كه راهنمائيت كرد ؟ با عائله نبودى كه بى نيازت ساخت ؟ با يتيم تندى مكن و سائل را نا اميد مگردان و نعمت هاى پروردگارت را ياد كن .
هامش
( 1 ) - اللّهم اغفر لقومى فانهم لايعلمون .