فكرى و عملى ، آنان را در داخل دين اسلام همانند اختلافات ساير مجتهدين قابل قبول يا تحمل دانست ؟
نگارنده فكر نمىكند ، دانشمندان متدين در اين مقام جواب مثبت داده بتوانند ، مسلما روشهاى مذكور را بيرون از دين مىدانند كه مسلما حق بجانب آنان مىباشد . در اينجا بد نيست نظر كوتاهى به اصول مذكور بيندازيم تا صحت و سقم آنها را بدانيم .
در مورد اصل اول ؛ نمىشود كه الفاظ قرآن مخلوق ذهن حضرت پيامبر ( ص ) باشد . به دلايل زير توجه كنيد :
اولا ، آيات زيادى وجود دارد كه از نظر عقلى و يا علمى در سطح بسيار بالايى است كه مناسبتى با ذهن و تفكر يك مرد بىسواد و بزرگ شده در محيط خرافاتى و جاهلانه مكه مكرمه كه مركز شرك و بتپرستى بوده ، ندارد . اين آيات زياد است ، بطور نمونه به آيات زير توجه كنيد :
1 -
قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
( قانون عمومى تكامل اشيا )
2 -
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ
. آيه به بطلان معلول بى علت و بطلان دور اشاره مىكند .
3 -
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ .
اين آيه در عصر ما بوسيله علوم تجربى حقيقت آن خوب فهميده مىشود .