7 - سنت ( يعنى احاديث نبوى ) كهنه شده و متعلق به تاريخ است و به هيچ وجه شايستگى هدايت زندگانى مسلمانان را در عصر علم و كمال ندارد ، مگر در موارد اخلاقيات و زندگانى شخصى فى الجمله .
8 - وضع قوانين بايد بر مبناى اصول پذيرفته شده در جهان امروزى ( مقبولات غربيها ) قرار گيرد ، و دين در زندگانى شخصى و با اختيار خود مردم مورد عمل قرار گيرد ؛ و دين در زندگانى شخصى و با اختيار خود مردم مورد عمل قرار گيرد ؛ البته نه بخاطر حقانيت آن كه از جهت احترام به عقايد متدينين و در محدوده آزاديهاى فردى .
9 - فقه مدون از طرف مذاهب اسلامى كهنه شده و نبايد در امور سياسى و اقتصادى و فرهنگى و نظامى جامعه مداخله نمايد و اين حكومتها هستند كه حق قانونگذارى مطابق ارزشهاى جهانى ( غرب ) را دارند .
ممكن است جمعى از معتقدين به پارهاى از اين اصول ، نماز بخوانند و روزه بگيرند و به نبوت پيامبر ايمان هم داشته باشند ، نمىشود كه همه را بدون استثنا بىدين دانست و تناقض در عقايد و اعمال به علت ناآگاهى امكانپذير است .
خواننده عزيز و دانشمند ! اگر كسى چنين برخوردى با اسلام داشته باشد و به روشهاى نهگانه اى كه ذكر كرديم ، نظرا و عملا پابند باشد ، مىشود او را مسلمان دانست ؟ آيا مىشود ادعا كرد اين گونه افراد به نبوت و شريعت آسمانى حضرت محمد ( ص ) ايمان دارند و ممكن است اختلافات
مباحث علمى دينى (فارسى) — صفحة 15
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٥