3 - شناخت حسن و قبح
در سراسر علم اخلاق به دو كلمه حسن و قبح ( نيكى و زشتى - خوبى و بدى ) بر مىخوريم زيرا تمام ملكات نفسى و آثار آن يا خوب و حسن است يا بد و قبيح . « 1 »
اكنون بايد به شناخت و درجه اعتبار اين دو حكم پرداخت كه سرنوشت علم اخلاق به اعتبار اين دو حكم ( حسن و قبح ) وابسته است ، و چنانچه اعتبار آن مورد ترديد و يا انكار قرار گيرد ، علم اخلاق اعتبار خود را از دست خواهد داد . و بايد به يكى از روشهاى ديگر اخلاقى كه بعدا به آنها اشاره مىشود روى آورد .
عقل آدمى دو گونه ادراك دارد يكى ادراك چيزى كه سزاوار است كه دانسته شود . مانند ادراك حاصل جمع و ضرب دو در دو چهار مىشود . كل از جزءخود بزرگتر است هر حادثه داراى سببى است و . . . ديگرى ادراك چيزى كه سزاوار بجا آوردن و ترك نمودن است . مانند اينكه عدل نيكوست و ظلم بد است .
ادراك اول را عقل نظرى و ادراك دوم را عقل عملى مىگويند و صحيح است كه بگوئيم اولى از امكان و وجوب و امتناع بحث مىكند دومى از حسن و قبح .
هامش
( 1 ) - حسن و قبح تنها محمولات مسايل علم اخلاق مىباشند مانند احكام شرعى ( تكليفى و وضعى ) كه محمولات موضوعات در مسايل فقه مىباشد بلى علم اخلاق از حسن و قبح ملكات و آثار آن بحث مىكند .