نظريات تك بعدى انسان
جمعى انسان را بعنوان يك حيوان شهوانى مطالعه مىكنند و تنها او را در همين بعد راهنمائى مىكنند . گروهى او را بعنوان اسير ماشينهاى توليد مىشناسند وانسانيت او را درآينه اقتصاد مطالعه مىكنند .
دستهاى او را به عنوان يك موجود روحانى صرف مىپندارند كه براى بهبودى او تصوف و يا رياضت هندويزم را سفارش مىكنند .
اين مكتبها و نظاير آنها كه انسان را يك بعدى مىپندارند هيچگاه صلاحيت تدوين اخلاق و وضع ضوابط جهت دهى نفس را ندارند .
اندازههاى روش اخلاقى - بلكه كل برنامه زندگانى آدمى - بايد توسط معيارهاى اصيلى مشخص گردد كه با فطرت انسانى بيگانگى نداشته باشد . انسانى كه شهوت دارد غضب دارد احساسات دارد روحانيت دارد معنويت مىخواهد اجتماعى مىباشد و مسئوليت اجتماعى دارد و داراى ابعاد گوناگون است بايد او طورى تربيت و راهنمائى شود كه به همه نيازهاى طبيعى و اصلى خود آگاه و راغب گردد .
ممكن است تصوف و رياضت هندى يك نوع آرامش فكرى به انسان بدهد . اضطرابهاى روانى را از سالك دور گرداند ولى در