مقابل او را از سائر غرايز نهادى دور مىگرداند .
ولى قرآن از يك طرف آرامش دلها را به ياد خدا مربوط مىداند از جانب ديگر به ساير نيازهاى انسانى سفارش مىكند .
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ
فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ . . .
فَادْرَؤُا عَنْ أَنْفُسِكُمُ . . .
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ . . .
وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ . . .
صابِرُوا وَ رابِطُوا . . .
و آتيكم من كل ما سألتموه . . .
قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ . . .
« 1 »
و بدين ترتيب قرآن تمام ابعاد انسانى انسان را مد نظر داشته و برنامه متعادل و متوازن و هماهنگى را براى او تدوين نموده است و بدين جهت است كه ما اخلاق اسلامى را بهترين راه تكامل معنوى او مىدانيم و حتى ساير روشهاى اخلاقى را مردود مىدانيم . خلاصه اين بحث اينكه عناصر تشكيل دهنده اخلاق اسلامى چهار چيز
هامش
( 1 ) - زنان پاكيزه را نكاح كنيد ، پس از نماز براى طلب روزى در زمين پراكنده شويد ، از خودتان دفاع كنيد ، بگو كى زينت و رزقهاى پاكيزه خدا را كه براى بندگانش بيرون آورده است حرام نموده ؟ بايد دستهاى از شما امر به معروف و نهى از منكر كنند ، مصابرت و مراقبت نمائيد ، خداوند از هرچه كه خواستهايد به شما داده است با كسانى كه به خدا و پيامبر او ايمان ندارند و بحلال و حرام خدا پايبند نيستند بجنگيد .