جَمِيعاً
زنده نمودن يكتن به منزله زنده نمودن همه مردم است و تأويل احياءدرآيه در روايت معتبرى به هدايت نمودن شده است . يعنى اگر خدا توفيق هدايت يك انسان را به آدمى بدهد مثل اينست كه همه انسانيت را هدايت نموده است . چه ثوابى !
بر اساس اهميت هدايت ، گناه گمراه ساختن مردم بجز بهدايت دوباره آنان از گمراهى بخشودنى نيست ( رجوع شود بحدود شريعه فى محرماتها ج 2 ماده اضلال )
بنابراين آدم عاقل بايد مواظب باشد كه بنام دين ، مذهب اصلاحات انقلاب ، حزب ، سازمان ، انجمن و جمعيت مبارزه با جهل و خرافات ، كمك به محرومين ، انسان دوستى و ساير عناوين مردم را از راه حق و حقيقت و از حلقه ضوابط اخلاقى و دايره تكاليف شرعى بيرون نبرند و گمراه شان نسازند كه گناه آن بسى بزرگ است و مردم خود نيز متوجه باشند كه شيادان روباه صفت و عقدهاى احمق دين و دنياى آنان را تباه نسازند . و اللّه المستعان .
هشتم - دفع بدى به نيكى
در قرآن بر علاوه سفارش به عفو و خوبى نمودن به يك فضيلت عالى ترى امر مىكند و آن جزا دادن بدى به خوبى مىباشد
وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ
« 1 » و سلام دادن در جواب بدگوئى
هامش
( 1 ) - سوره رعد / آيه 23 ، و سوره قصص / آيه 55 .