ب : تطهير نفس از بخل .
ج : شكر نعمت خدا ، چون انفاق نوعى از شكر است .
نگارنده مىگويد : فايده مهم انفاق كمك به فقراء و دلجوئى از بيچارگان و تخفيف دردهاى جانگداز آنانست در قرآن و سنت سفارشات بسيارى درباره انفاق شده است . اقسامى از آن واجب و اقسامى را مستحب قرار داده است و اين همه براى جلوگيرى از تحقق فاصله زياد طبقاتى بين توانگران و مستمندان است كه شكاف عميق بين آنان بوجود نيايد و ضعفا بتوانند از حد متوسط زندگانى بهرمند شوند .
در جامعهاى كه فاصله ثروتمندان و تهيدستان زياد باشد و طبقه ضعيف از تأمين غالب ضروريات و احتياجات اقتصادى خود محروم باشند و در مقابل ثروتمندان از همه امكانات مادى استفاده كنند و حتى ناز بفروشند و خودنمائى كنند حتماً صفات اخلاقى طرفين متغير مىشود .
يك طرف متكبر ، متجبر خودخواه ، حريص ، طماع ، عياش ، متجاوز ، مستثمر ، محتكر و درنده خو بار مىآيد و طرف ديگر ذليل ، عقده اى ، تند خلق ، بدبين ، ضعيف النفس ، كينه توز مىشود . در چنين شرايط زندگانى صلح آميز و حفظ امنيت اجتماعى ممكن نيست و افراط ثروتمندان مترف تفريط تهيدستان را به ارمغان مىآورد كه نتيجه آن در فرض مساعدت شرايط بزرگترين بدبختى اجتماعى و بشرى خواهد بود ، اين بدبختى بزرگ بنام كمونيزم هم اكنون چون مرض سرطان دامن گير بشريت است كه بايد آن را
روش جديد اخلاق اسلامى (فارسى) — صفحة 243
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٤٣