زائيده دنيا پرستى و سرمايه دارى بى قيد و بند دانست .
بلى كمونيزم هر چند ثروتمندان متكبر و دنياپرست را نابود كرد ، ولى تمام كارگران و طبقه مستمند جامعه را نيز بدبخت تر از هميشه نمود ، در نتيجه تمام افراد ملت اسيران بى اراده و غلامان حلقه به گوش يك گروه قلدر و زورگو بنام هيئت دولت شدند و دين و شرف و راحت فكر و دنيا و همه چيز مردم تباه شد ، بلى سياه روزان و محكومان نظامهاى كمونيستى نه دين دارند و نه دنيا « 1 » و گويا كمونيزم ، فرد بارز هلاكت و فتنه ايست كه قرآن مجيد مىفرمايد :
وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً
از فتنهاى بپرهيزيد كه نه تنها به ظالمين شما مىرسد بلكه همه شما را در بر مىگيرد منتهى به غير مقصر در روز قيامت عوض داده خواهد شد
وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ
در راه خدا انفاق كنيد و بدست خود خود را به هلاكت نياندازيد .
اگر ثروتمندان تحت قيود حقوقى و اخلاقى شرعى كنترل شوند و فقرا از نظر معنوى با اخلاق اسلامى و از نظر مادى به حقوق واجبه و مستحبهاى كه با حفظ كرامت انسانى براى آنان مقرر شده است تقويه شوند مسلماً انسانيت از اين بدبختى بزرگ نجات خواهد يافت . و بعبارت ديگر از تطبيق عدالت اقتصادى و اخلاق اسلامى حالت متوسطى بوجود مىآيد كه زندگانى هر دو
هامش
( 1 ) - بطور نمونه از دهها كتاب ، كتاب سيماى زنده بگوران و كتاب به زمامداران شوروى را بخوانيد . تا بدانيد كه مردم بدبخت روسيه چه حالى داشته و دارند .