مَنُوعاً إِلَّا الْمُصَلِّينَ . . .
انسان شديد الحرص آفريده شده وقتى كه شر به او برسد بى تاب مىشود و اگر خير به او برسد خود را بلند مىبيند و يا از نيكى مانع مىشود مگر نماز خوانان . . . « 1 »
بلى استقامت مؤمن به حدى باشد كه در موقع مصيبت بى تابى نكند و در موقع نعمت طغيان و سركشى ننمايد .
معناى صبر :
خلاصه كلام راغب در مفرداتش اين است كه « الصبر الا مساك في ضيق » صبر نگهدارى و جلوگيرى در تنگى است . مثل نگهدارى حيوان را بدون علف ، صبر حبس النفس بر طبق مقتضاى عقل و شرع است . صبر مفهوم عامى است كه مصاديق آن نامهاى مختلفى دارد ، اگر حبس نفس در مصيبت باشد نامى جز صبر ندارد و ضد آن بى تابيست . و اگر در جنگ باشد شجاعت است ، ضد آن جبن است و در حادثه ملال آور « نائبة مضجرة » فراخى سينه است و ضد آن ضجر ، و در امساك كلام كتمان است و ضد آن اذاعه و افشاء و همه اينها را خداوند صبر ناميده است .
و اگر در تحصيل چيزى باشد پايدارى و انتظار ناميده مىشود كه ضد آن عجله است و اگر در تحصيل حقست عفو ناميده مىشود كه ضد آن انتقام و تقاص است .
و يكى از مصاديق آن صبر در برابر نعمت و رفاهيت است كه به حد اسراف نرسد و مسوليتها فراموش نشود و صبر در مقابل
هامش
( 1 ) - وهذه الاية كقولهإِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا . . .