عنصر سوم ) ايجاد مىكنيم . منتها آنها معتقدند عنصر أول ودوم در داخل خود روح است . « 1 » مىگفتند شما خيال كرده أيد كه روح جسم نيست ؟ روح هم خودش جسم دارد وما الآن داراى دو جسم هستيم : يكى جسم مادي وديگرى جسم روحي ، وجسم روحي ما داراى ابعاد است ومفاهيم رياضى را كه ما در ذهن خود مان تصور مىكنيم وبرايش ابعاد خلق مىكنيم ودر عالم ذهن تقسيم مىكنيم ، واقعاً ما بُعد رياضى را در ذهن خود مان خلق مىكنيم ورويش حساب مىكنيم ، نه اينكه آن كه در ذهن ماست بُعد ندارد وفقط تصورى است از بُعد ؛ تصور بُعد غير از خود بُعد است . ما هر جا كه درباره رياضيات فكر مىكنيم وهمه ابعادى را كه تصور مىكنيم ، نه اين است كه ابعاد خارج را مىبينيم ، بلكه همان ابعاد ، ابعادى است كه ذهن ما قدرت خلاقيت آن را دارد وآن ابعاد را در خودش خلق مىكند .
نظر مطهرى ( ره ) در مورد مذهب صاحب أسفار
أمثال ملاصدرا گفته اند معادْ جسماني است ، اما همه معاد جسماني را بردهاند در داخل خود روح وعالم أرواح ؛ يعنى گفتهاند اين خصايص جسماني در عالم أرواح وجود دارد ؛ واين فا صلهاى كه قدما از قبيل بوعلى ميان روح وجسم قائل بودهاند وفقط عقل را روحي مىدانستند وغير عقل را روحي نمىدانستند ، اين فاصله وجود ندارد .
اما البتة اين مطلب مشكل را حل نكرده است ؛ يعنى ما اين را با مجموع آيات قرآن نمى توانيم [ تطبيق كنيم . ] با اين كه حرف خيلى خوبى است وآن را با دلايل علمي هم مىشود تأييد كرد ، ولى معاد قرآن را با اين مطلب نمىشود توجيه كرد ، چون معاد قرآن تنها در مورد انسا ن نيست بلكه درمورد همه عالم است . قرآن اساساً راجع به عالم مادة بحث مىكند نه فقط انسا ن .
« إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ . وَإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ . وَإِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ »
التكوير : 1 - 3 مربوط به قيامت است ؛
« يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ »
فقط ارضِ روح ما را
هامش
( 1 ) - البتة عنصر دوم ( انرژى ) را نمى شناختند ، ولى جسم را مى شناختند .