تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعاد في ضوء الدين والعقل والعلم — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
آنگاه مطلبي مىگويند كه اين مطلب را علم امروز هم تأييد مىكند ؛ مىگويند اين عالمىكه تو الآن با اين خصوصيات دارى مىبينى واسمش را عالم جسماني مىگذارى ، تو خيال مىكنى همه اين خصوصياتىكه الآن براي اين عالم درك مىكنى ، اينها بيرون از وجود تو وجود دارد ؟ ! بيشتر اين خصوصيات را تو الآن در باطن خودت دارى خلق مىكنى . همان طوركه علم امروز مىگويد ، ما الآن اين عالم را ملوّن وبا يك رنگهايى مىبينيم ، ولى آيا عالم در ذات خودش رنگ دارد ؟ وقتي علم خيلى دقيق مىشود [ مىبيند ] اصلًا رنگى در متن عالم وجود ندارد ، بلكه در اثر برخوردى كه اين عالم با ما دارد [ رنگ ادراك مىشود . ] ما نمىدانيم چطور مىشود ولى اين قدر مىدانيم كه ما در درون خودمان رنگ را مىآفرينيم . آقاى . . هم در كتاب خود شان مكرر ذكر كرده اند كه ما شاخص‌ترين مشخصات اين عالم را ابعاد جسماني آن مىدانيم ، در صورتىكه علم امروز مىگويد آن چيزىكه أصل اين عالم است ، در ذات خود شايد اصلًا بُعد نداشته باشد وشايد حتى خود بُعد هم از ساخته هاى روح وذهن ما باشد . حتى ما خيلى نمىتوانيم ميان آنچه كه از اين عالم درك مىكنيم مرز قائل شويم كه چقدر آن روحي است وچقدر آن [ جسمي ] ؟ لذتهايى كه ما درك مىكنيم ، درست است كه يك عامل محركى در بيرون دارد ، ولى نفسِ لذت را ما در درون خودمان خلق مىكنيم . لذت در مادة وجود ندارد بلكه محركش در مادة وجود دارد . حتى لذتهاى جسماني - نه لذتهاى روحاني - هم مخلوق روح ماست ، منتها در اينجا كه هستيم محركى از بيرون بايد وجود داشته باشد . وقتي محرك در بيرون بود ، آنوقت مُعِدّ مىشود براي اينكه ما اين لذت را در درون خودمان خلق كنيم . در آن وقتىكه
« يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ »
مىشود ، همه آن چيزهايىكه امروز با روح خودمان با ( كمك ) عامل مادي خارجي ايجاد مىكنيم ، آن وقت با حكومت روح ( يا به تعبير آقاى . . . با حكومت
المعاد في ضوء الدين والعقل والعلم — صفحة 165 | الشيخ محمد آصف المحسني