ممكن است ، هر چه كه دربارهء او محال نباشد حتما ثابت و بلكه ضرورى است و تفصيل و تثبيت اين برهان در مقدمات كتاب گذشت .
( 4 ) فطرت : آرى فطرت انسان حكم مىكند آفريدگار جهان و خالق كائنات كامل و فوق كمال است و تمام كمالات از او فائض مى گردد ، و او مصدر كمال و واجد كمال است .
بلى عقل و فطرت نقص و عيب را از ساحهى مقدّسهء ذات و صفات خداوند دور مىكند ، و بكمال مطلق بودنش گواهى ميدهد و ازين جا بود كه ما در بيان صفات ثبوتيه گفتيم هر صفتى كه كمال باشد براى خدا ثابت است و هر چيزى كه موجب نقص باشد از جملهء صفات سلبيه محسوب مىشود .
و اين موضوع بآنهمه اهميتى كه دارد متأسفانه در كتب كلام و فلسفه تا جائى كه معلومات نگارنده اجازه ميدهد مستقلا عنوان نشده .
( 2 ) حكمت واجب الوجود
بحث سابق نقص ذاتى واجب الوجود را باطل ميكرد ، و بحث حاضر نفى عيب و نقص از افعال خداوند را متضمن است و اينكه تمام كارهاى او چه در افق تكوين و طبيعت و چه در ساحهى تقنين و شريعت بيهوده و عبث نبوده بلكه داراى مصلحت و منفعت است .
ببيان عاليتر و دقيقتر ، تفسير حكمت و مراد از اينكه خداوند تعالى ( حكيم ) است ، ابداع و اصدار اشياء به كاملترين اقسام ممكنه است ، و بسخن ديگر : آفرينش مخلوقات بر آخرين مراتب كمال و