خداوند است ( دقّت شود ) .
همانطوريكه سابقا گفتيم خداشناسان هيچگاه منكر علّيّت و سببيّت ماديّات نيستند اسباب و علل طبيعى و تأثير آنها را قبول دارند ولى آنها دو مطلب ديگر را درين جا علاوه و اضافه ميكنند .
اول اينكه اين حوادث مادّى بايد بعلّت غير مادى منتهى شود تا دور و تسلسل لازم نيايد .
دوم اينكه در عرض علل مادى تأثير آفريدگار جهان نيز محقّق است و منافاتى بين علل مادى و معنوى نيست ( دقّت شود ) .
حالا كه سستى كلام مادّيها و ضعف شبهات آنها بر خواننده آشكار شد به اين آيهى مباركهى قرآن كه واقعا معجزه است توجه كنيد :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ
از مردم كسانى هستند كه بدون علم و هدايت و كتاب روشنائى دهنده دربارهء خدا مجادله ميكنند .
آرى مطلب چنين است كه قرآن ميفرمايد ، ماديّين پس از چهارده قرن هم نتوانستند كفر و الحاد خود را روى دليل و منطق استوار سازند ، بلكه در تاريكيهاى جهالت و غفلت و عناد خود گمراهند
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ
« 1 » .
هامش
( 1 ) آنانيكه كافر شدهاند اولياى آنها طاغوت ( طغيان كننده است ) كه آنها را از روشنائى ( حقيقت ) به تاريكيهاى ( توهّم و گمراهى و بيراهى و بدبينى ) بيرون ميبرد ، همين كفار در آتش جاويدانند .