بلى اين كلمه در نسل ابراهيم : اسماعيل و پيامبر بزرگوار اسلام و مسلمانان و اسحاق و يعقوب و مؤمنين بنى اسرائيل تا امروز و تا آخر دنيا قرار دارد يعنى مجموع نسل ابراهيم تا آخر ، از اين كلمهى خالى نخواهد ماند نه اينكه همه چنين خواهد بود ، و نه اينكه اين كلمه در ديگر نسلها نباشد .
دنياى كفار
« وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ ، وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ ، وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ »
( الزخرف : 33 - 35 ) ؛ اگر نبود كه مردم ( چه كافر و چه مؤمن ) امت واحده مى شدند مؤكداً براى آنانيكه به رحمن كافر بودند سقف هايى از نقره براى خانه هاى آنان قرار مى داديم و پله هايى ( از نقره ) كه با آن بالا روند « 1 » و براى خانه هاى شان درها و تخت هايى كه بر آن تكيه دهند و طلا ( زينت ) قرار ميداديم ؛ چون همه اينها تنها بهره هايى زندگانى حاضر ( يا زندگانى پست ) است و آخرت نزد پروردگارت براى متقيان است .
و ظاهراً مراد آيه اينست كه اگر مؤمنين شيفته دنياى كفار نمى شدند و بالآخره بسوى كفر نمى رفتند و همه آنان يك امت واحد متشكل از كافرين مى شدند ، ما به كفار امكانات مادى زيادى مى داديم چون آنان از بهشت و نعمت هاى غير قابل تصور آخرت محروم هستند و به دوزخ مى روند ، امكاناتى از قبيل طلا و نقره كه حتى سقف خانه و پله ها ( و احتمالًا ) درهاى خانه ها و تخت هايى از طلا و نقره مى ساختند مى داديم ( احتمالًا اين جملات كنايه از ثروت
هامش
( 1 ) - گفته شده ، معارج درجات بالا است ؛ يعنى به درجاتى بر ديگران غلبه مىكردند .