تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
پانزدهم : در بين براق فقط جاى يك‌نفر بوده ( كوكر الطير ) شانزدهم : هفتاد هزار جلو و زمام داشت ( بنا بر يك نسخه روايت يك‌هزار جلو ) هفدهم : اين مركب تا مقدارى رفته و ديگر نتوانسته در مقابل شرايط فضا استقامت كند و مركب ديگرى به اسم ( برقه ) آورده شده ، و در جايى نور ، حركت او را شدت بخشيده « 1 » و در مواقع پايين آمدن در يك محل ، مركب ديگر به اسم ( رفرف ) او را سير داده است و گاهى اين مركب به پلكان ( زينه پايه ) تشبيه شده . در روايت ابن عباس چنين آمده كه ناگاه پلكانى از طلا را كه پايه‌هاى او از نقره بود ، مركب [ تركيب شده ] از لؤلؤ و ياقوت بود و درخشش زيادى داشت آوردند ، پايين آن بر سنگ بيت المقدس قرار گرفته و سر آن به سوى آسمان بوده جبرئيل گفت : بالا شو ! در آسمان اول پلكان ديگر و در آسمان سوم پلكانى كه از نور بوده و به نور پيچيده شده بود ، آوردند « 2 » . كسانىكه در موضوع ساختمان ( أپولو و فضا ) معلومات كافى دارند ، بايد در اين جملات دقت زيادى به عمل آورند ، تا شايد اسرار تازه‌اى را كشف كنند و هيچ بعيد نيست كه طلا و نقره و امثال آن ، كنايه از مواد محكم ديگرى باشد كه در مقابل حرارت و شرايط فضا استقامت داشته باشد . والله العالم . هركسىكه خود را در قرون وسطى فكر كند و جملات اين روايات را به دقت بخواند ، مىداند كه معراج بسيار پيچيده بوده و بر صدق معراج جسمانى كه نظر مشهور علماى اسلام
هامش
( 1 ) - دانشمندان امروزى به اين فكر افتاده‌اند كه بتوانند سربازهارا به وسيله امواج نور نقل و انتقال دهند ، همان‌طورىكه صدا را نقل و انتقال مىدهند ، اگر اين كار صورت گيرد ، وضع جنگ‌ها تغيير فاحشى خواهد يافت . البته اين جمله روايت خيلى قابل دقت است كه ( فزخ بى فى النور زخا ) . ( 2 ) - روايات براق را مىتوانيد در كتاب ، بحارالأنوار / ج 18 ، ص 311 - 316 - 317 - 378 - 390 - 397 و 402 مطالعه نماييد .