مطلب جديدى ندارد و مانند ساير آيات از معاد صحبت مىكند .
و اگر مراد از اعاده ، اعاده همه مخلوقات باشد كه تمام اقسام جماد و نبات و حيوان و انسان و ساير انواعى كه در آسمان ها احتمالا وجود داشته باشند و ما نديده ايم ، همه از روزى كه آفريده شده اند ، « 1 » هرچند امكان عقلى دارد ، ولى تصور آن از عقل ما بيرون است . و ممكن است مراد از كلمه مذكور ( خلق ) آفرينش باشد كه اسم مصدر است و مراد از آن موجبه جزئيه باشد . و الله العالم .
بعيد نيست كه مراد آيه مباركه به قرينه كلمه " يرَوْا " ابداء و اعاده نباتات ( سبزه ها و برگ هاى درختان و ميوه هاى زمينى و سردرختى و امثال آن ها ) باشد كه در بهار همه جا سبز مىشود ، در تابستان نضج مى يابند ، در خزان پژمرده و زمستان معدوم مىشود ، و در بهار دوباره اعاده مى گردند .
در آيه 11 سوره روم نيز آمده است :
« اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ » .
خداوند خلق را ابداء مىكند ، سپس آن را برمىگرداند ، و بعد از آن به سوى او رجوع مىكنيد !
اين آيه دلالت دارد كه رجوع به سوى حق غير از اعاده و برگردانيدن خلق است . و علمه عند الله .
و اگر بگوييم مراد از خلق در اين آيه موجودات عاقل مكلف است و مراد از اعاده آن ها عود در برزخ ( كره سائره ) و مراد از رجوع به سوى حق رفتن صالحين آنان به بهشت و رفتن
هامش
( 1 ) - چه اين روز انفجار بزرگ باشد ، و چه ابتداى خلقت بعد از معاد سابق باشد ، به فرضى كه جهان قيامت ها و معاد هاى زيادى داشته باشد . و معاد آينده ما و خرابى جهان ما حلقهى از يك سلسله معاد هاى زيادى باشد كه در آينده هم در متن لايتناهى زمان ادامه داشته باشد .