خدا بوده وقتى ديدند كه خدا به يوسف زمامدارى را عطا فرموده است .
به نظر اينجانب توجيه اين فقيه بزرگ كه مورد پسند معلقين كتاب او قرار گرفته قابل إثبات نيست . مسلم آنست كه اين سجده ، سجده قسم اول نبوده و ملائكه آدم را و يعقوب و فرزندان او ، يوسف را به قصد ربوبيت آن دوتن سجده نكردهاند . و اين موضوع قطعى و حتى ضرورى است ؛ بلكه سجده براى اين دوتن - آدم و يوسف - ( على نبينا و آله و عليهما السلام ) براى تعظيم آن دو بوده كه فى نفسه حرام است ولى چون امر خداوند به آن تعلق گيرد از باب جمع بين دو دليل واجب مىشود .
مسأله اخير در سجد ه زائران
باز هم صاحب عروه مىفرمايد ( و معلّقين عروه ايرادى نگرفته اند ) « 1 » پس آنچه مردم عوام شيعه انجام ميدهند و صورت سجده را پيش قبر اميرالمؤمنين و غير او از إمامان ( عليهم السلام ) به وجود مىآورند مشكل است ، مگر اين كه آن را به قصد شكر خداوند بر توفيق زيارت بجا آورند .
فرض أخير كه زائران سجده را براى خداوند و شكر توفيق زيارت إمامان بجا بياورند شكى در جواز و رجحان آن و جود ندارد ولى اگر عوام الناس آن را براى تعظيم إمامان - هر چند كه قصد ربوبيت إمامان را قطعاً ندارند - بجا آورند لازم است جلو آنان را از اين عمل قبيح المنظر بگيرند ، و نگارنده چندين مرتبه در مشهد رضوى از آن نهى كرده است چون عمل مذكور حرام است نه اين كه مشكل باشد .
آيا أنبياء و رسولان همه مَرْدْ ، بودند ؟
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرى . . »
( يوسف : 109 ) ؛ ازاين آيه
هامش
( 1 ) - اين معلّقين ده تن از اهل اجتهاد هستند و اكثر آنان از مشاهير مفتيان پنجاه سال اخير بودهاند كه فعلا همهء آنان بجوار حق تعالى شتافته اند . رفع الله درجاتهم و تجاوز عن سياتى .