شدند كه يارى ما به كسانى كه مى خواستيم رسيده و نجات داده شدند و عذاب ما ازمتمردين ( دشمنان أنبياء ) قابل رد نيست .
تا اينجا در آيه اشكالى به نظر نمىرسد و آيه به دلالت التزامى مىگويد كه رسولان علم غيب نداشته اند ، يارى خدا به طول انجاميده و رسولان خدا ( عليهم السلام ) به اساس اسباب ظاهرى و عادى از يارى خدا نااميد شدهاند . و دليلى نداريم كه چنين يأس و نااميدى در شرايع آنان حرام بوده باشد . « 1 »
آنچه كه باعث تشويش فكرها شده اينجمله است
( وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا )
رسل گمان بردند به آنان دروغ گفته شده بوده . ازمجموع چنين به دست مىآيد كه رسولان از آمدن نصر و يارى خداوند نااميد شده بودند گمان بردند ( و يا يقين كردند « 2 » ) كه به آنان دروغ گفته شده بوده كه ( ناگاه يارى ما به آنان رسيد ) بحث سر فاعل دروغ است كه در آيه ذكر نشده ، على القاعده اين كذب به وحى مىرسد ؛ يعنى رسولان به اين فكر افتادند كه شياطين به آنان وعده نصر إلهى را به دروغ إلقاء كردهاند و رسولان وحى را اولًا از مَلَك مىدانستند . ولى شك رسولان - نه يك رسول و دو رسول ، در صحت وحى امريست كه از مجموع قرآن بطلان آن دانسته مىشود .
راغب در مادّه كذب ، آيه فوق را چنين تأويل مى برد : « أى علموا أنهم تلقوا من جهة الذى
هامش
( 1 ) - در سوره بقره آيه 214 چنين آمده است :« مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ »البقرة : 214 ؛ به پيشينيان شما سختيها و آسيبهاى فراوانى رسيد و مضطرب شدند تا جايكه رسول و كسانى كه با او إيمان آورده بودند گفتند : چه وقت يارى خدا مىرسد ؟ .
( 2 ) - راغب د رمفردات مىگويد : ظن چيزى است كه از أماره پيدا مىشود وقتى قوى شد ، به علم مىرسد و باز مىگويد ظن وقتى قوى شد ، يا او « انّ » مشدده و « أن » مخففه إستعمال مىشود . اگر اين قاعدهء صحيحى باشد « ظنوا » به معناى « علموا » مىباشد و علم براى عالم حجت عقلى مىباشد .