لباس سفيد عروسى فرستادهام و با كفن بايد برگردى ، برو به خانهات و اگر دوباره به اينجا بيائى كه از شوهرت شكايت كنى با همين عصا بر سر تو مىزنم . و عروس هم كه دخترى نوجوان بوده از ترس فوراً برمىگردد .
نقل ميكردند كه : همين يك بار بود و بس ، و براى هميشه روابط آن زوجين اصلاح شد و عروس فهميد بايد خودش را همانطور كه خداوند متعال خواسته با رضاى شوهرش هماهنگ كند و تسليم امر او باشد و از خود در برابر او رأى و نظر نداشته باشد و براى هميشه با آرامش زندگى نمودند .
اين روش علماى سلف الگوئى براى ديگران است كه دختران را تشويق به اطاعت از شوهر نموده و راه مخالفت را بر ايشان ببندند و اگر هم خواستند از مشكلات داخلى زندگى دختر مطلّع شوند تا كمكى به داماد و دختر بكنند ، به صورت غير مستقيم و با لطائف الحيلى اين كار را انجام دهند و نهايت تلاش را براى حفظ عزّت داماد بنمايند .
امّا امان از آن زمان كه پدر و مادر زوجه ، گوش شنوائى براى دردهاى وى داشته باشند كه او به مقتضاى عواطف زنانه هر روز به جاى آنكه خود را با شوهرش وفق دهد ، در وهم و خيال خود مشكل جديدى مىتراشد و در بيرون از خانه به دنبال راه حل آن مىگردد . هر روز آرامش زندگى كمتر شده و مشكلات افزوده مىشود و روحيّهء سركشى و عتوّ در زنى كه بايد سلم محض باشد بيشتر مىگردد . همسرى كه بايد نقائص و عيوب شوهرش را هم اگر ديد ، چشمپوشى كند و از آن راضى باشد ، كارش به جائى مىرسد كه خوبىهاى وى را نيز در پندار خود خرابى تصوّر مىكند و دائم از زندگى خود مىنالد .
والدين اگر كمال دختر خود را مىخواهند بايد وى را به اطاعت از زوج تشويق نمايند و هميشه استقلال مرد را در زندگى حفظ نمايند .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 652
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٦٥٢