تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
دو ساعت پس از غروب . دخالت ننمودن والدين در زندگى فرزندان نظرشان اين بود كه دوران عقد نبايد طولانى شود و فاصلهء ميان عقد و عروسى را دو تا چهار ماه معيّن ميكردند و ميفرمودند : به تجربه ثابت شده است كه طولانىشدن فاصلهء عقد و عروسى زمينهء اختلافات را فراهم مىنمايد و زندگىها را سرد نموده و در بسيارى از موارد به طلاق منجرّ مىنمايد و بر اين مسأله شواهد بسيارى وجود دارد . گاهى كه كسى مىگفت : مىخواهيم يك سال در عقد بمانيم ، نهى كرده و ميفرمودند : داماد و عروس بايد زود به منزل بروند و از پدر و مادر جدا شوند و با هم بيشتر انس بگيرند و خودشان با هم امر زندگى را تدبير كنند و از اظهار نظرهاى اطرافيان به دور باشند تا محبّتشان بيشتر شده و از معرض تصادم آراء سائرين دور باشند . ميفرمودند : والدين بايد زندگى زوجين را به خود آنها بسپارند ؛ خصوصاً والدين عروس كه چون خداوند امر زندگى و ولايت آن را به دست داماد سپرده است بايد به طور كلّ از اظهار نظر در زندگى زوجين كنار روند و امر را به دست زوج بسپارند و حتّى گوش شنوائى براى درد دلهاى دختر نداشته باشند و اجازه ندهند كه مطلبى در انتقاد از زندگى خود بيان كند . در ميان بستگان ما زن و شوهرى بودند كه در آغاز ازدواج ، عروس بسيار نوجوان و در حدود دوازده ساله و شوهرش كمى سخت‌گير و تندخو بوده است . در همان دوران يك بار كه عروس طاقت نمىآورد و به قصد شكايت به منزل پدرش مىرود پدر عروس كه از علماء بزرگ بوده‌اند تا وى را مىبيند ، براى ترساندن وى عصايش را بلند مىكند و دنبال وى كرده و مىگويد : من تو را با
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 651 | السيد محمد صادق الطهراني