از رنگ سياه مطلقاً اجتناب داشتند مگر در عبا و عمامه و كفش كه در روايات استثناء شده است و در اين موارد نيز در حدّ ضرورت از سياه استفاده ميفرمودند ، لذا عمامهء رسمى ايشان كه أغلب بيرون از منزل بر سر مىگذاشتند سياه بود و از عباى مشكى نيز استفاده مىكردند ، مخصوصاً در ايّام محرّم و صفر و نيز روزهاى شهادت حضرات معصومين سلام الله عليهم أجمعين ، ولى پيراهن و قباى سياه هيچگاه به تن نمىكردند .
براى لباس مخدّرات در منزل نيز رنگهاى روشن چون سفيد را مطلوب دانسته و ميفرمودند : در استحباب رنگ سفيد ميان زن و مرد تفاوتى نيست ، مگر از باب تزيّن براى زوج و امثال اين جهات كه عناوين ثانويّه و عارضى است .
نعلين ايشان معمولًا زردرنگ بود كه در روايات ، لباس انبياء شمرده شده و مستحبّ مىباشد . « 1 » ما را نيز به تناسب سنّ و درس امر به پوشيدن نعلين زرد ميفرمودند . « 2 »
جهت چهارم : نظافت و بهداشت
نظافت لباس از سنن مؤكّده است و علّامهء والد نيز به آن اهمّيّت خاصّى
هامش
عليهم الصّلوة والسّلام در نهى از پوشيدن لباس سياه وارد شده است كه مرحوم شيخ حرّ عاملى بخشى از آن را در وسآئلالشّيعة ، أبواب لباس المصلّى ، باب 19 و 20 ، ج 4 ، ص 382 تا 387 آورده است .
( 1 ) . وسآئلالشّيعة ، ج 5 ، ص 69 ، باب استحباب لبس النّعل الصّفرآء .
( 2 ) . زمانى كه تحصيل حقير در قم تمام شد و به مشهد مقدّس مشرّف شدم ، ايشان نعلين زرد خودشان را كه يكىدو ماهى استفاده شده بود به بنده داده و فرمودند : شما از اين به بعد نعلين زرد به پا كنيد . بنده نيز اطاعت كرده و مدّتى از آن استفاده كردم ، امّا به جهت مشكلى كه در ناحيهء مچ پا داشتم و مكرّر هنگام راه رفتن پيچ مىخورد مجبور شدم كفش بپوشم و نتوانستم عمل به اين سنّت را ادامه دهم .