تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
مىدانستند و به برخى از شاگردانشان نيز دستور داده بودند . عمامه را هميشه بر سر مىبستند نه روى زانو و ما را نيز به عمل به اين سنّت تشويق ميفرمودند . نسبت به عمامه احترام بسيارى قائل بودند و هنگام برداشتن ، آن را با دو دست برداشته و مىبوسيدند و در جاى مناسب و بلندى مىگذاشتند و مطلقاً پاى خود را به سمت آن دراز نمىكردند . به ياد دارم يك روز كه هوا بسيار گرم بود و بنده بسيار خسته و گرمازده شده بودم ، وقتى از راه رسيدم فوراً عبا و قبا را درآورده و در كنارى گذاشتم و عمامه را نيز از سر برداشته و با بىاعتنائى روى آنها رها كردم . حضرت والد رضوان الله تعالى عليه بلافاصله فرمودند : آقاجان ! عمامه محترم است ، اين عمامه عمامهء رسول الله است ، تيجان الملائكه است ، بايد آن را بوسيد . مرحوم قاضى هرگاه مىخواستند عمامه بر سر بگذارند آن را با دو دست برداشته و ابتداءً مىبوسيدند و بعد بر سر مىگذاشتند ؛ آن را با احترام بايد گذاشت . هنگام نماز نيز مقيّد بودند عبا بر دوش و عمامه‌اى با تحت‌الحنك بر سر داشته باشند . در مورد اندازهء عمامهء طلّاب ميفرمودند : عمامه بايد متناسب با سر و محاسن انسان و شأن وى باشد ، نبايد خيلى بزرگ يا خيلى كوچك باشد . عمامهء خود ايشان با سر و محاسن و هيئت ايشان متناسب بود . بنده هر وقت عمامه مىبستم نوعاً كوچك مىشد ، چون آن را محكم مىبستم ، و ايشان معمولًا به بنده اعتراض كرده و ميفرمودند : آقا عمامهء شما كوچك است ، عمامه بايد با سر و محاسن انسان متناسب باشد . اصل اوّلى در محاسن آنست كه بلند باشد و از برخى روايات بدست مىآيد كه حدّ آن قريب به يك قبضه است ؛ چنان كه در كافى روايت مىكند به