اين آرامش و طمأنينه سبب مىشد كه افرادى كه از لطف و ظرافت مسأله مطّلع نبودند وقتى با ايشان مواجه مىشدند ، چون هيچ امر غيرطبيعى از ايشان نمىديدند و حالات ظاهرى ايشان را به مانند انسانهاى عادى مشاهده ميكردند ، شناخت مقامات ايشان برايشان مشكل مىشد و چهبسا منكر مقامات ايشان شده و دست خالى از بركات وجود ايشان بازمىگشتند .
بارى ، جامعيّت علّامهء والد و تعبّد شديد ايشان به احكام شرع و ريزبينى و دقّتنظر ايشان سبب شده بود كه ما كه در عصر غيبت به سربرده و از تماشاى طلعت اهلبيت عليهمالسّلام محروميم ، انوار جمال آن بزرگواران و سنّت و سيرهء ايشان را در آينهء وجود والد معظّم تماشا كنيم و با تأمّل در سيره و روش ايشان ، بر ظرائف روش و سلوك رسولخدا و اهلبيت عليهمالسّلام واقف شويم .
حقير هرگاه در طول تحصيل به مطالعهء كتب سيره از منتهىالآمال گرفته تا بحارالأنوار مشغول مىشدم ، مىديدم عجب ! تمام اين مطالب را ما از كودكى به واسطهء تربيت حضرت والد مطّلعيم و ايشان دقيقاً بر همين منهاج در زندگى عمل مىنمودهاند و اين ظرائف را به صورت ناخودآگاه با عمل خود به ما تعليم دادهاند و اكنون مىبينيم كه اينها همه دستورات و سنن اجداد طاهرينمان است كه ايشان آموخته و موبهمو به اجراء درآوردهاند و نشد در جائى نكتهاى در روش ايشان بيابم كه مخالف با سنّت اسلام بوده و ايشان مسألهاى را فروگذار نموده باشند .
و بالجمله ، عملكرد ايشان و آشنائى با طريقه و روش ايشان در عبادات و زيارات و زندگى فردى و آداب منزل و خوراك و پوشاك و نحوهء ارتباط و تعامل با اهل منزل و دوستان و بيگانگان ، مىتواند الگوئى براى آشنائى با سنّت اصيلهء اسلام و سيره و منهاج رسولخدا و أهلبيت آن حضرت صلواتاللهوسلامه
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 289
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٢٨٩