تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
به‌هيچ‌وجه راضى نبودند كه در جائى سنّتى ترك شود ، حتّى اگر به قيمت تحمّل اعتراضات أبناء دنيا و عالم اعتبار تمام مىشد . در تدبير مسائل زندگى و معيشت دنيوى نيز به همين شكل بودند . از هر وسيله‌اى به بهترين وجه استفاده نموده و تمام ظرائف نگهدارى يا استفاده از يك وسيله را مراعات ميكردند و با دقّت تمام به اطرافيان نيز تذكّر و توضيح ميدادند . و حقّاً در رعايت نظم و عمل به برنامه‌هاى شخصى و ملاحظهء جهات ظاهرى آداب لباس و خوراك و مسكن و . . . نمونه و بارز بودند . سرّ مسأله نيز چيزى نبود مگر سعه و جامعيّت و مقام جمع‌الجمعى ايشان كه دو جنبهء وحدت و كثرت و ظاهر و باطن را با هم جمع نموده و نور توحيد را در همهء عوالم به نظاره مىنشستند و اشتغال به برخى از مظاهر و مجالى ، ايشان را از ديگر جهات مشغول نمىنمود . چنين حالتى در ميان اولياء به ندرت به چشم مىخورد و كسانى كه اينطور در مقام جمع‌الجمعى متمكّن شوند قليل‌الوجودند . غالب نفوس كشش مراحل ابتدائى سلوك را نيز ندارند و در آغاز راه متوقّف مىشوند و آنان كه همّت و سعهء بيشترى دارند با طلوع مشاهدات اسمائيّه و صفاتيّه و جلوات و انوار آن عوالم آن‌قدر اشراب مىشوند كه عطش سير و سلوك در ايشان خاموش مىشود و به همان منازل قناعت مىورزند . در دهها و صدها نفر شايد فقط يك نفر يافت شود كه تحت جذبات الهيّه قرار گرفته ، سيمرغ‌صفت بال همّت بگشايد و از آن منازل زيبا و دلفريب و حجاب‌هاى نوريّه ، دل كنده و خود را به اقيانوس توحيد زده و به اعماق آن وارد شود و به حرم امن الهى قدم گذارد . و امّا آنان كه وارد مىشوند ، يا ديگر باز نمىگردند و يا اگر باز گردند ديگر هوشيارى و توجّهى برايشان باقى نمانده و دائماً رو به سوى همان عوالم دارند و