تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
سلام بر برادر فى الله من ، رفيق شفيق حاج أبو أحمد عبدالجليل ، و رحمة الله و بركاته . مرقومهء شريفهء شما و اصل گرديد و از ديدن آن بسيار مسرور شدم ، چراكه مشتمل بر محبّت و صفا بود و شمّه‌اى از نفحات حضرت استاد ما مرحوم حدّاد روحىفداه از آن تراوش مىكرد . امّا خوابى كه در آن ياد حدّاد بود و نگين‌هائىكه در انگشتريها بود و اينكه شما يك انگشترى دُرّ از ايشان طلب كرديد ، خواب با ارزش و پرمعنايى است و دُرّ حقيقت ولايت است و آن در نزد مولا و آقا و امام ما أميرالمؤمنين عليه أفضل صلوات المصلّين مىباشد كه بايد آن ولايت به شما برسد و شما هم بايد باجدّيت و پشتكار و پرهيز از ما سوى الله و تمسّك تامّ به خدا و فراموشى هر آنچه غير خداست ، به ولايت برسيد . امّا تنگى معيشت مصلحتى است از جانب خداى متعال ؛ زيادى مال و وسعت در زندگى چه فائده دارد وقتى كه در مسير ارادهء پروردگار نبوده و در راه خواست و فناء در ذات او نباشد ؟ اكثر انفاقاتى كه آنهارا نيكو مىشمرند ، به خيال انسان نيكو جلوه مىكند و چه‌بسا در آن هيچ بهرهء اخروى نباشد . و به عبارت ديگر : مصارف حسنه مصارفى هستند كه به گمان انسان حسنه هستند و گاهى بلكه اكثر اوقات اصلًا نيكو و حسنه نيست و انسان آن مبالغ را صَرف شؤون و منزلت و عزّت و آبرو و جايگاه خانوادگى خود و غيره مىكند ؛ نه در راه محبّت خالص پروردگار ، گرچه موجب كسر شأن و پائين‌آمدن ارزشش در چشم آن مردمى باشد كه هيچ منزلتى در نزد خدا نداشته بلكه مانند بهائم‌اند . رفقاء و فرزندان و دوستان همه سالم و موفّقند و به شما سلام مىرسانند . در فرستادن نامه‌ها مضايقه نفرماييد گرچه ما قادر بر جواب نباشيم ، ان‌شاءالله فرزندان پاسخ نامهء شما را خواهند داد و فتح باب سرور مىشود و بازبودن باب