امر فرمودند تا از محضر آقاى همايونى استفاده كنيم . و لذا بنده با مرحوم آقاى همايونى انس زيادى يافتم و در اوقاتى كه در همدان بوديم روزى يكى دو ساعت در خدمتشان خطّ ريز و درشت كار مىكردم و در اوقات ديگر هم بر تمريناتى كه داده بودند مداومت داشتم .
خطّ آقاى همايونى خطّى منحصر به فرد بود . ايشان مدّت كمى در نزد مرحوم والدشان كه از خطّاطان بزرگ بودهاند « 1 » خطّ كار كرده و پس از آن منفرداً به تمرين مشغول شده بودند و خودشان مىگفتند : من اين خطّ را از كسى تعليم نگرفتهام ؛ خطّ من موهبتى است و حضرت سيّدالشّهداء عليهالسّلام به من افاضه كردهاند و اين سبك خطّ زيباترين خطّ دنياست ؛ چون افاضهء آن حضرت است . « 2 »
هامش
( 1 ) . ايشان بزرگترين خطّاط همدان بودهاند و در دستخطهاى باقىمانده از ايشان آثاراتقان و استحكام كاملًا هويداست .
( 2 ) . خطّ ايشان واقعاً زيبا بود ، ولى خطّاطان بزرگى كه حقير ديدم خطّ ايشان را زياد نمىپسنديدند . حقير چون زياد در نزد ايشان تمرين نمودم خطّم مانند خطّ خود ايشان شد و با آنكه اوّل شيوهء خطّم متفاوت بود ولى كاملًا به سبك آقاى همايونى درآمد تا اينكه براى حقير گواهى استادى نوشتند و گفتند : من بيش از اين نمىتوانم براى شما كارى كنم .
مرحوم علّامهء والد فرمودند : شما خطّ را نزد آقاى ميرخانى ادامه دهيد . حقير به محضر ايشان رفتم و نمونهاى از خطّ آقاى همايونى را با گواهى استادى كه دادهبودند خدمتشان دادم . ايشان تا خطّ آقاى همايونى را ديدند گفتند : اينكه اين قسمتش اشتباه است ، اينجا را كه نبايد اينطور نوشت . و چند مورد انتقاد كردند و گفتند : ايشان اصلًا استاد نيست . و به گواهى استادى هم اصلًا اعتناء نكردند .
اينقدر شيوهء آقاى همايونى با آقاى ميرخانى متفاوت بود و حقير به شيوهء آقاى همايونى عادت كرده بودم كه با آنكه مدّت زيادى نزد آقاى ميرخانى شاگردى كردم و تلاش فراوانى هم داشتم ، هيچگاه نتوانستم در سبك و شيوهء مرحوم ميرخانى موفّق شوم و در نهايت خطّم به سبكى ميانهء سبك آن دو استاد درآمد ؛ رحمةاللهعليهما .