تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
پاسخ علّامهء والد به نامهء حقير : بسم الله الرّحمن الرّحيم قرّة العين مكرّم سيّد العلماء الأعلام و فخر العشيرة الفخام آقاى حاج سيّدمحمّد صادق طهرانى أدام الله معاليه تسيلت‌نامهء گرامى در مصابمان به سيّدالشّهداء عليه‌السّلام و به ارتحال استاذنا الأفخم الأوحد حضرت آقاى حاج سيّدهاشم حدّاد رفع‌َالله‌درجَته و متّعنا من تراب مرقده و ضريحه و سلكنا مسلكَه و منهاجَه ، و اصل شد .
وجدتُ مصيباتِ الزمان جميعها * سوى فرقة الأحباب هيِّنة الخطب بر سر مژگان يار من مزن انگشت * كادم عاقل به نيشتر مزند مشت پيش غمت جان سپردم اين به كه گويم * بار فراق تو كوه را شكند پشت مؤمن و كافر گر ابروان تو ببينند * وان به كليسا و وين به كعبه كند پشت
آرى سنّت سنيّهء حضرت سبحان است كه چنين گردد ، بما ابتدا نشده و ختم هم نمىشود . أميرالمؤمنين عليه‌السّلام به سوگ رسول‌الله نشست و در ماتم او گريست و روز رحلت رسول‌الله سخت‌ترين أيّام بر آن ولىّ والى عالم امكان بود ؛ وله الحمد فى كلّ حال نحمده على آلائه كما نحمده على بلائه . خداوند همهء ما را صبر و اجر دهد و در طىّ صراط آن نفس قدسى مستقيم بدارد . متعلّقان همگى سالم و سلام ميرسانند ، شما نيز إبلاغ سلام به اهل‌بيت گرامى و مُسَلِّمين از أحبّه و اعزّهء دوستان خواهيد نمود . در حرم مطهّر دعاگو هستم و ملتمس دعا از شما . نورچشمان را تقبيل نموده و السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته . سيّد محمّد حسين الحسينى الطهرانى مشهد مقدّس 12 محرّم / 1405