عجيبى داشتند و اين حقيقت از منابعى كه در كتابهايشان بدانها استناد مىكنند قابل استفاده است . ايشان حتّى مسموعات خويش از حوادث را مستند نموده و در ضبط مطلب بدان تصريح داشتند كه مثلًا اين سخن را پيرامون سيره فلان عالم بزرگ در فلان روز از فلان عالم وارسته كه شاگرد او بود شنيدهام و . . .
نمونههائى فراوان از اين مستند سازى و دقّت در آن را در آثار چاپ شده ايشان و همچنين در آثار خطّى و جُنگهاى ايشان به چشم مىبينيم .
نكته چهارم : توجّه به متون اصلى
ممكن است برخى منابع ، مشهور و سهل الوصول بوده باشند و در ظاهر قابل اعتناء و اعتماد ، و ليكن از آنجا كه اين منابع از مصادر اوّليّه نقل مىكنند و چه بسا در اين بين دچار نقص و يا اضافاتى در مطالب مىگردند ؛ ايشان عنايتى تام به منابع اصلى و اوّليّه داشته و نوعا مطالب را مستقيما از آنها نقل مىنمايند تا در نهايت اتقان بوده باشد .
نكته پنجم : توجّه به منابع فريقَين
در مباحث كلامى كه مخاطبان شيعه و سنّى به كتاب مراجعه مىكنند ، در طرح مباحث مربوط به امامت - كه بطور عمده در دوره هجده جلدى « امام شناسى » آمده است - در غالب مباحث به منابع معتبر و مورد قبول هر دو طائفه شيعه و اهل سنّت ارجاع ميدهند تا بر اساس جدال احسن ، اهل سنّت را بر پذيرش حق بر مبناى كتابها و روايات خودشان قانع سازند .
نكته ششم : توجّه به سيره عملى معصومين عليهم السّلام
در تثبيت مطالب فقط به نقل آيات و روايات اكتفا نمىكردند ، بلكه همانگونه كه در علم اصول عمل امام معصوم حجّت شمرده شده است - ولى متأسّفانه در مقام طرح مباحث كمتر بدين سرمايه عظيم توجّه مىشود - ايشان در كنار ذكر أدلّه قرآنى و روائى ، به بيان سيره عملى معصومين و استخراج نكات
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 570
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٥٧٠