« بسمه تعالى
يا إنسانَ العين و عين الإنسان ! و يا قرّة عينى و ثمرة فؤادى !
عزيزم ! عدم قابليّت حقير سراپا تقصير از براى اظهارات كتبى و غيابى حضرتت ، ملاك تأخير عريضه و در حقيقت حجابى براى حقير شده و مانع از عرض ارادت گرديده .
فَتأمّلْ فى أطوار النّفس ، و استعِذْ بالله تعالى مِن شرّها ، و اقرَأْ إحدَى المناجاةِ المسمّاةِ بخمسةَ عشرَ المبدوَّةِ بهذه الكلمات : اللهمّ إليكَ أَشْكُو نَفسًا بالسّوءِ أمّارةً - إلخ ، فى خَلَواتك مع كمالِ الانكسارِ . أعاذَنا اللهُ من مكآئدِها و أطوارِها .
بارى ، محضر مقدّس حضرت آية الله ( آقا سيّد جمال الدّين ) گلپايگانى دامت بركاته سلام خالصانه حقير را برسانيد و از طرف حقير عرض كنيد كه : فراموشم نشده كلمهاى را كه حين حركت از نجف در بيرون شهر موقع موادعه فرموديد : « به يك پياله مست شدى » ؛ آقاى من ! ايكاش يك پيالهاى چشيده بودم
! مجلس تمام گشت و به آخر رسيد عمر * ما همچنان به أوّل وصلش هم نرسيدهايم
حيران شدم حيران شدم ، مجنون و سرگردان شدم * از بس كه گشتم كو به كو ، از بس كه رفتم در به در
از هر رهى گويد بيا ، دنبال من دنبال من * چون مىروم دنبال او ، نى زو خبر نى زو اثر
از هر درى گويد بيا ، كاينجا منم كاينجا منم * چون سوى آن در مىروم ، بينم كه گردد بسته در
إنّ اللَهَ خِلْوٌ عَنْ خَلْقِهِ - إلخ ، بآئِنٌ عَنْ خَلْقِهِ إلخ