فرزندان يا برادران يا قوم و عشيرهء آنها باشند . . . »
و به ضرورت از دين اسلام معلومست كه فرزند كافر از پدر مسلمان ارث نمىبرد و بالعكس ؛ يعنى هر كافرى در هر طبقه از طبقات ارث ، از مسلمان ارث نمىبرد . و در سائر مزاياى اجتماعى اسلام از نكاح و غيره ، كفّار از اين مزايا محرومند گرچه روابط خويشاوندى با مسلمانان داشته باشند ؛ بنابراين چگونه ميتوان گفت كه : مودّت به خويشاوندان بطور إطلاق كما آنكه مفاد جملهء مستثنى است ، مزد و اجر مقام رسالت است .
و اگر گفته شود كه : جملهء مستثنى ، به آيه :
لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ
تخصيص مىخورد يا مقيّد مىگردد ؛
بايد گفت كه : أوّلًا سياق جملهء :
إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
آبى از تخصيص است ، چون در اين جمله مزد رسالت بيان شده است و اين معنى بسيار شايان اهمّيّت است و اگر در عموم و إطلاق آن تخصيصى بود بايد ذكر مىشد .
و ثانياً سياق آيه :
لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ
راجع به تحسين مردم مؤمن است كه با وجود ايمان به خدا و روز بازپسين مودّت دشمنان خدا را در دل نمىپرورانند و در دلهاى آنها ايمان نوشته مىشود و در بهشتهاى جاودان زيست مىكنند ؛ و اين سياق و روح خطاب ناظر بر جهت تخصيص در آيه مودّة فى القربى نيست .
بارى ، در اسلام با آنكه دربارهء رحم و قرابت تأكيدات بسيار آمده است ، لكن بعنوان صلهء رحم و رسيدگى مالى به ذوى القربى و نظائر آنست ، نه به عنوان محبّت استقلالى ؛ بلكه محبّت به آنان در پرتو محبّت به خدا ممدوح است و اين فقط در صورتى است كه به خدا ايمان آورده باشند .
اين معانى كه براى اين آيه ذكر شد بسيارى از علماى اهل تسنّن در كتب خود آوردهاند . و البتّه غير از پاسخهائى كه داده شد مىتوان گفت كه