حضرت از خود هيچ ارادهاى در مقابل ارادهء خدا نداشتهاند و هيچ حبّ و بغض شخصى ، آن حضرت را بدين دعوت باعث نشده است . حتّى در بسيارى از آيات قرآن دارد كه :
فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ عَلَيْنَا الْحِسابُ .
« 1 » و نيز آيه : طه *
ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى
إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى .
« 2 » و نيز آيه :
إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ
لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ .
« 3 » و نيز آيه :
فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ .
« 4 »
و ثانياً : دعوت پيغمبر عام بوده است و محبّت پيغمبر به مردم ، محبّت إلهى بوده ، و قريش و غير قريش در نزد آن حضرت على السّويّه بوده است .
علاوه بر اين كه « إلّا » ظهور در استثناء دارد و قطع نمودن آن را از اين معنى و حمل نمودن بر معناى « بَل » إضرابيّه تحقيقاً خلاف ظاهر است و بدون قرينهء قطعيّه نمىتوان « إلّا » را در معناى « بَل » استعمال نمود .
معناى چهارم آنكه : قُربى به معنى قُرب و تقرّب باشد نه بمعنى قربِ رحميّت ، و مراد از مودّت تودّد به خداى تعالى باشد . و بنابراين حاصل معنى چنين مىشود كه : اى پيغمبر ! بگو من از شما مزدى نمىخواهم مگر آنكه
هامش
( 1 ) - ذيل آيه 40 ، از سورهء 13 : الرّعد ؛ [ « پس آنچه بر عهدهء تو مىباشد تنها ابلاغ و رساندناست و حساب به عهدهء ماست . » ]
( 2 ) - آيات 1 تا 3 ، از سورهء 20 : طه ؛ [ « طه ، ما قرآن را بر تو نفرستاديم كه به زحمت وسختى مبتلى شوى ، بلكه قرآن تذكّر دهنده است براى هركس كه خاشع گردد . » ]
( 3 ) - قسمتى از آيه 21 و آيه 22 ، از سورهء 88 : الغاشية ؛ [ « تو تنها يادآورنده و تذكّر دهندهاى ، و بر آنها سيطره ندارى . » ]
( 4 ) - آيه 129 ، از سورهء 9 : التّوبة ؛ [ « پس اگر از تو رويگردان شدند بگو : خدا مرا كفايت مىكند ، هيچ معبودى به جز او نيست ، تنها بر او توكّل مىكنم و او پروردگار عرش بزرگ مرتبه و عظيم است . » ]