تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
تحقيقاً در گمراهى عميق و دور و درازى گمراه شده است . مشركان نمىخوانند بجاى خداوند مگر موجود مؤنّث را ، و نمىخوانند مگر شيطان متجاوز و سركش را ؛ كه خدايش لعنت نموده است . و شيطان گفت : حقّاً من از بندگان تو مقدار مشخّصى را براى خودم بر مىگيرم ؛ و حقّاً من ايشان را گمراه مينمايم ، و حقّاً من ايشان را به آرزوها و هواهاى باطل گرفتار ميكنم ، و حقّاً من ايشان را امر مىكنم تا آنكه گوشهاى شترانشان را چاك بزنند و بشكافند ، و من حقّاً ايشان را امر ميكنم تا آنكه خلقت خداوند را تغيير دهند . و هر كس كه شيطان را بجاى خدا ، ولىّ و صاحب اختيار براى خودش اتّخاذ كند ، تحقيقاً در خسران و زيان آشكارى خود را به خسارت در افكنده است . شيطان آنان را وعده ميدهد و به آرزوهاى پوچ و بىمايه مىگراياند ؛ و شيطان آنها را وعده نميدهد مگر وعدهء كاذب و بىمحتوا و فريب‌آميزى . آنانند كه جايگاهشان در دوزخ مىباشد و از آن گريزگاهى را پيدا نمىكنند . » مشركين عصر جاهليّت ، وسائط ميان مخلوقات و خدا را موجودات إناث يعنى قابل انفعال ميدانستند . و فرشتگان را دختر مىپنداشتند ، و بنابراين بود كه بر روى بتهاى خود كه نمونه و ظهورى از آن فرشتگان بودند اسامى مؤنّث ميگذاردند مثل مَنات و لات و عُزَّى خداوند در اين آيه
إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً
اين عقيده را ابطال مىكند . و نيز از رسم و دَيدَن مشركين عرب آن بوده است كه گوشهاى بعضى از شتران ماده را شكاف ميزدند تا آنكه علامت باشد براى حرمت گوشت آنها ، و آنها را بَحِيرَه گويند و جمعش بَحائر و بُحُر آيد . و أيضاً بعضى از شتران ماده را رها مىكردند در ميان علفزار بچرد تا زمانيكه مرگش فرا رسد ، و آنها را نمىكشتند و از شيرشان بهره نمىبردند مگر براى بچّه آن شتر و مگر براى ميهمان و اين به جهت نذرى بود كه مىنمودند ؛ و يا نسبت به ناقه‌اى كه ده شكم شتر ماده زائيده بود . و اينها را سائِبَه گويند و جمعش سَوائِب و سُيَّب آيد .
رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 314 | السيد محمد حسين الطهراني