تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
مَا يَمْنَعُ الْمُؤْمِنَ أَنْ يَتَّخِذَ أَهْلاً لَعَلَّ اللَهَ يَرْزُقُهُ نَسَمَةً تَثْقُلُ الْأَرْضَ بِلَا إلَهَ إلَّا اللَهُ ؟ ! « 1 » « چه باز ميدارد مرد مؤمن را كه زنى بگيرد به اميد آنكه خداوند به او ذى روحى را نصيب كند تا زمين را به لا إله إلّا الله سنگين گرداند » ! ؟

روايات ، اختصاص به زمان پيغمبر ندارد ؛ سياق آنها از تخصيص إبا دارد

در اينجا مىبينيم كه رسول خدا وزن و ارزش زمين را به مرد مؤمنِ گويندهء لا إله إلّا الله مىداند ؛ و با چه عبارت لطيف و دلپذيرى مؤمنين را ترغيب مىفرمايد تا زوجه‌اى اختيار كنند ، تنها به سبب آنكه بچّه‌اى بزايد و آن طفل ذى نفس و داراى روح در روى زمين شرف اهل آن گردد ؛ و با رسيدن به توحيد برترى بر سائر كائنات پيدا كند . در اين صورت آيا براى ما ترديد و شكّى باقى مىماند در آنكه منظور از روايات ، كثرت از جهت نور توحيد مىباشد ؛ نه دكتر شدن ، مهندس شدن ، نظامى شدن ، شاه و رئيس شدن ؟ اينها امور اعتبارى است و نتيجه‌اش مقدّمهء كمال نفس است و ثمره‌اى بالأصالة بر آن مترتّب نخواهد گرديد . بنابراين سياق و اين مفاد از مضمون ، محال مىنمايد اختصاص به زمانى داشته باشد غير از زمان ديگرى . و كدام مخصِّص يا مقيِّدى مىتوان يافت كه در عمومات ، تخصيص يا در مطلقات آن ، تقييد وارد نمايد ! امّا قرائن مقاميّه از ضعف مسلمين و قوّت كفّار در آنزمان ، بعد از سياق و محطّى كه بيان نموديم ، نمىتواند شاهد قرار گيرد ؛ مضافاً به آنكه ضعف مسلمين و قوّت كفّار ، امروز نيز به همان نهج يا بيشتر از آن ، باقى مىباشد . و امّا قرائن مقاليّه غير از روايات ، دگر چيزى نيست و آنها بر عكس مطلوب ، دلالتشان بيشتر است ؛ زيرا همگى دلالت بر لزوم تكثير اولاد دارند ؛ و در اينكه مطلوبيّت كثرت فرزند در اسلام از مسلّمات مىباشد ، هيچكس حتّى ملل و نحل خارج از آن ترديد ندارند .
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، روايت 3