پر از متقاضيان گردد .
نظم و هماهنگى ضيافت بهم مىخورد . وفورى كه قبل از آن وجود داشت جاى خود را به قحطى ميدهد . شور و شعف ميهمانان را چشم انداز فقر و كمبود كه در كلّيّهء قسمتهاى سالن بيداد مىكند ، و فريادهاى به ستوه آورنده ، از ميان مىبرد ؛ فريادهاى كسانى كه بحقّ عدم دسترسى به غذائى كه وعدهء آن را به خود داده بودند به خشم آورده است . » « 1 »
به آنها بارها گفته شده است كه به اين ترتيب مستقيماً راه قحطى را پيش گرفتهاند . خبرِ اين را كه غذا به قدر كافى براى همه وجود ندارد ، ما بر سر هر گذرى جار كشيدهايم ! افسوس اين مسأله مانع آن نشده است كه آنها بىفكر و بىملاحظه به ازدياد تعداد ميهمانان بپردازند .
. . . از هر پنج نفر فرانسوى يك نفر عقيده دارد كه افزايش جمعيّت جهان سوّم يكى از اساسىترين تهديدهائى را تشكيل ميدهد كه بر كشور ما سنگينى مىكند . اين تهديد بلافاصله بعد از تهديد كمونيسم ولى قبل از تهديد روسها ، عربها يا چينىها قرار دارد .
به اين ترتيب ، ازدياد شكمهاى گرسنه ، نخستين علّت گرسنگى آنها و عدم امنيّت ماست . آن تصوير از جهان سوّم كه طرز فكر همگانى ما را شكل مىبخشد ، و بسيارى از كتابهاى درسى و روزنامههاى ما را جهت مىبخشد اينچنين است .
براى آنهائى كه از نظر سياسى معرّف جهان سوّم هستند اين نوع توجيهها اگر نگوئيم نادرست ، لا اقلّ غير كافى است . آنها همراه با نمايندهء الجزائر در كنفرانس بخارست ( 1974 ) آن طرف ديگر سكّه را آشكار مىكنند ؛ يعنى آن طرفى كه ما دوست نداريم به آن نگاه كنيم : « تنها تغيير روابط اقتصادى
هامش
( 1 ) نقل از « رسالهء در باب اصول جمعيّت » ص 798 ، به نقل از نوشتهء ر . مورنيو در « ژون آفريك » پاريس 24 اوت 1978