شهيد بهشتى . حدود 35 درصد از مجموعهء دانشجويان اين سه دانشگاه از خانمهاى دانشجو هستند . خوب بدون اينكه هيچ مشكلى براى مملكت باشد براحتى ميتوانيم يكى از اين سه دانشگاه را براى خانمها اختصاص دهيم و دو دانشگاه ديگر را براى آقايان .
طىّ يك برنامه چند ساله هم مىتوانند اساتيد را از هم جدا بكنند و اگر بخواهند اين كار را بكنند نه بودجهاى جابجا مىشود ، نه كادر را جابجا ميكنند . ظاهراً تا به حال در اين قضيّه جدّى نبودهاند ، نه اينكه مشكلى وجود داشته باشد .
واقعيّت قضيّه اينست كه ما هنوز مصمّم به اجراى ضوابط اسلامى در بعضى از مسائل كشور نشدهايم . اگر چنين بود شايد قضايا فرق مىكرد . مثلاً فرض مىكنيم اگر از ابتداى انقلاب بطور جدّى برنامه ريزى مىكرديم براى تربيت پزشك زن ، امروز با اين گرفتارى رو برو نبوديم كه زنان متديّن ما با گرفتارى عصبى شديد به دكتر مرد مراجعه كنند . ولى در حقيقت آنطور كه بايد و شايد در پى اين واقعيّت نبودهايم . »
بارى ، من از جناب نگارندهء سرمقاله تقاضا دارم به بيرون كشيدن دختران از خانه و ورودشان در محافل و مجالس و صنايع سنگين و علوم غير مربوطه به نيازمنديهاى آنان در كادر پسران و برادران ، تسريع نكنند كه نتيجه ، همين نتيجهء مأخوذهء از شمارهء اخير مجلّهء « كلمهء دانشجو » مىباشد . و بنده مخصوصاً اين مطالب را از آن ، در اينجا نقل كردم تا بدانيد حكومت اسلامى ايران ، نه تنها هنوز مشكل دختران را حلّ ننموده است ، بلكه مشكلاتى به عين مشكلات پيشين برايشان به ارمغان آورده است . و اگر مثلاً از ابتداء به مانند و مشابه گفتار معاونت محترم فرهنگى دانشگاه عمل مينمودند ، بسيار آسان و راحت مسأله حلّ شده بود . امّا ايشان پنداشتند راه غير از اين است ؛ رفتند و به بن بست رسيدند . در پى آب بودند ، سر از سراب بر آوردند .
رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 193
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٩٣