صندلى و جاى پسران را اشغال نموده و آنان را محروم ساختند ، و هم وقت و عمر خود را كه به گفتهء آقاى منصورى تقريباً ثلث از دانشجويان را شامل مىشوند تباه كردند .
امروزه جرّاح قابل و متخصّص زنان در مشهد نداريم « 1 » . فوراً زائو را سزارين مىكنند و عمل را هم خراب انجام ميدهند ، و بواسطهء نقصان عمل ، آن زن مسكين كه به كلام اين خانم دكتر اعتماد كرده و خود را تحت اختيار وى سپرده است ، و دچار امراض غير قابل علاج شده است ؛ پيوسته بايد متحمّل پى آمدهاى نامطلوب آن گردد . بنده شخصاً در مدّت اين پانزده سالى كه در أرض أقدس مشهد ساكن و مقيم مىباشم نظائر و شواهدى از مبتلايان عينى را كه اينك در برابر چشمان دارم ، بسيار سراغ دارم .
امّا با گفتار حضرت علّامه فقيدِ علم و فقيدِ اتقان و نظريّهء صائب ، كجا چنين زمينههائى پيش مىآمد ؟ شما فقط ملاحظه كنيد در همين يك عبارتشان كه جناب محترم صاحب سرمقاله از ايشان نقل كردند :
إنَّ الطَّريقَةَ المَرضِيَّةَ فِى حَيَوةِ الْمَرْأَةِ فى الْإسْلامِ أنْ تَشْتَغِلَ بِتَدْبيرِ امورِ الْمَنْزِلِ الدّاخِليَّةِ وَ تَرْبيَةِ الأوْلادِ وَ هَذِه وَ إنْ كانَتْ سُنَّةً غَيْرَ مَفْروضَةٍ لَكِنَّ التَّرغيبَ وَ التَّحْريصَ النَّدِبِىَّ . . . كانَتْ تَحْفَظُ هَذِهِ السُّنَّة . « 2 »
هامش
( 1 ) باستثناء يكى دو نفر ؛ از جملهء ايشان خانم دكتر علوى بود كه جرّاح و پزشك زنان و بسيار لايق بود . در مشهد مقدّس دست به عمل نمىزد مگر در وقت ناچارى . در زايمان مخدّرات بسيار عاقل و صبور و متحمّل بود . يكى از دوستان مىگفت : در زايمان عيال من ( كه طلبهاى بودم ) بقدرى حوصله بخرج داد تا وى بطور طبيعى وضع حمل كرد در صورتى كه در دو شكم قبلى سزارين شده بود . دوست ما مىگفت : وى بقدرى متحمّل بود كه عيال من از شدّت درد لگد بر شكم او ميزد و او باكى نداشت . ولى افسوس كه ايشان خود را كانديداى مجلس نمودند و تمام آن خدمتهاى ارزندهء عملى ، تعطيل شد . آيا كسى دگر هست كه كار او را انجام دهد ؟ !
( 2 ) « الميزان » ، ج 4 ، ص 373 از طبع إسلاميّه و ص 351 از طبع إسمعيليان