است . و بدون توانائى جسمى زنان هرگز خداوند متعال چنين امكانى را در جسم آنان در نظر نمىگرفت .
3 - نكته ديگرى كه نويسنده محترم بر آن تأكيد دارند ، تناسب مقاله چاپ شده با كشورى مثل سودان است ، و عدم تناسب آن با ايران .
به نظر ميرسد اين نظريّه را ايشان به اين دليل پيدا كردهاند كه فكر مىكنند : مقاله مورد نظر ، در كشور سودان ، و يا براى كشور سودان نوشته شده است .
براى رفع اين شبهه لازم است توجّه ايشان را به اين نكته جلب نمائيم كه مجلّه « قِراءات سياسيّه » توسّط جمعى از تحصيل كردههاى عرب مقيم آمريكا و در كشور آمريكا منتشر مىشود و مقاله مورد نظر اختصاص به كشور خاصّى ندارد .
مهمتر آنكه آنچه در مقاله آمده ، اطّلاعات دقيق و مستندى است كه جنبه فكرى دارند ، و به هيچ وجه محدود به يك يا چند كشور با جمعيّت و امكانات خاصّ نمىباشد .
علاوه بر اينها كشور ما با وسعت ، منابع و سائر امكاناتى كه دارد چندين برابر جمعيّت كنونى را قادر است اداره كند . بويژه اگر تكيهء اداره كنندگان كشور بر تربيت صحيح ، برنامه ريزى دقيق ، رشد دادن كيفى نسلهاى آينده متناسب با رشد كمّيّت باشد ، تا اين جمعيّت بتواند از اين امكانات حدّاكثر بهره بردارى را به عمل آورد .
ميگويند : باردارى زن ، او را از حقوقش باز ميدارد ؛ اين سخنى است غلط
4 - ترحّم بر زنان و ضرورت بارورى كمتر آنان بخاطر آنكه فرصت پيدا كنند به تحصيل و مطالعه بپردازند و حقوقشان بر باد نرود ، از جمله نكات ديگرى است كه نويسنده محترم بر آن تكيه دارند ؛ همينطور مسأله بهداشت و سلامت جسمى زنان كه در جاى ديگر مورد تأكيد نويسنده محترم قرار گرفته و ايشان تلاش كردهاند بارورى زنان را با آن در تضادّ قلمداد نمايند .
اين تفكّر كه ميان بارورى زن و تحصيل و مطالعه و استيفاى حقوق