اشاره به مضمون آن ردّ ، ضمن ابراز اعتقاد به اصل نقد و ردّ در چارچوب احترام به عقائد علمى ، ابراز داشت : « از آن جائى كه قسمتهائى از مطالب ايشان قابل خدشه مىباشد ، نكاتى را نيز در همين زمينه ياد آور ميشويم . »
عنوان ردّ اينست : « آيا سياستهاى كنترل جمعيّت استعمارى است ؟ »
نويسنده محترم اين ردّ پس از مقدّمهاى ، مجموع اشكالات وارده بر آن را به نظر خود در سيزده مورد بازگو نموده است كه جز در يك مورد از آن كه اعتراف به گفتار صاحب مقاله دارد بقيّهء مطالب ايشان را با بيانى تفصيلى خواسته است نپذيرد . « 1 »
ما ضمن آنكه سراسر كلام صاحب مقاله را درست دانستهايم ، و لابدّ ردود ايشان را نپذيرفتهايم براى تلخيص گفتار فقط به همان موارد خدشهاى كه روزنامه اقتصار كرده است اكتفا مىكنيم . روزنامه مىگويد :
گويند : كنترل به معنى تنظيم است ، ولى عملًا در جهان سوّم كاهش را قصد كردهاند
« و اينك چند نكته :
1 - نويسنده محترم مقاله ، در توضيح معنى عنوان « كنترل جمعيّت » ياد آور شدهاند كه مقصود فقط كاهش جمعيّت نيست ، بلكه متناسب كردن جمعيّت مقصود است كه گاهى ممكنست به معنى افزايش باشد .
در اينكه عنوان « كنترل جمعيّت » داراى همين مفهوم است كه ايشان توضيح دادهاند ترديدى نيست ، ليكن در اين نكته هم ترديدى نيست كه در كشورهاى جهان سوّم و در ايران تا كنون همواره مقصود از كنترل جمعيّت ، كاهش جمعيّت بوده است و هست . و به همين جهت ايرادى به مقاله چاپ شده
هامش
( 1 ) و از جمله گفته است : در شرائطى كه حدود 3 / 1 دختر ميتواند جانشين دوره بارورى يك مادر بشود و جمعيّت كشور ما را با رشدى اندك ( و نه ثابت كه امروزه طرفدار زيادى ندارد ) با ديگر امكانات زيستى هماهنگ سازد ولى در اين دوره ، حدود 3 دختر جانشين مادر ميشوند ( علّت رشد منفى اغلب كشورهاى غربى اينست كه ميزان تجديد نسل خالص آنها بين 6 / 0 تا 9 / 0 بوده است ) پس نبايد با جمعيّت اضافى ، ايران را با تنگناهاى متعدّد غذائى ، بهداشتى و درمانى ، آموزش و مسكن و غيره مواجه سازيم .