بار پروردگارا ! در تمام غصّهها و اندوه ها ، تو محلّ اتّكاء و اعتماد من مىباشى ! و در هر گرفتارى و شدّت ، تو محلّ اميد من هستى ! و در هر حادثهاى كه بر من فرود آيد و هر نازلهاى كه بر من وارد شود ، تو محلّ اطمينان و استعداد من مىباشى !
چه بسيار از هموم و غموم خود را كه دل در آن ناتوان مىشد ، و حيله و چاره براى رفع آن كوتاه مىآمد ، و دوست ، انسان را تنها مىگذاشت ، و دشمن زبان به شماتت مىگشود ؛ من بارِ آن حوادث و هموم را بسوى تو آوردم ، و شِكوهء آن را به تو نمودم ؛ به جهت ميل و رغبتى كه به تو داشتم و به غير از تو نداشتم ؛ پس خداوندا تو همهء آنها را بر طرف نمودى ! و امر مرا كفايت كردى !
بنابراين اى خداى من ! تو ولىّ تمام نعمتها هستى ! و صاحب هر نيكوئى ! و منتهاى تمام رغبتها مىباشى ! »
خطبه حضرت در صبح عاشورا و اتمام حجّت بر كوفيان
و آنگاه حضرت مركب خود را طلبيده و سوار شدند ، و با صداى بلند بطوريكه همگى مىشنيدند چنين خطبهاى ايراد نمودند :