« خداوند عالم غيب است . و بر غيبش كسى را مطلّع نميكند مگر آن فرستادهاى را كه مورد رضا و پسندش باشد . و در اين صورت براى حفظ و حراست وى از پيش رو و از پشت سر او رَصَد و نگهبان ميگمارد ؛ براى آنكه بداند آن پيامبران رسالات و دستوراتى را كه از پروردگارشان بايد به مردم برسانند ابلاغ كردهاند . و خداوند بر آنچه در نزد پيامبرانست احاطه و سيطره دارد ، و تعداد و شمارهء هر چيزى را احصا و شمارش نموده است . »
و بنابراين ، آيات مورد بحث ما اينطور معنى ميدهد : سوگند به ملائكهاى كه در راه ايصال وحى ، به صفوفى متشكّل آراستهاند ، و سوگند به آن ملائكهاى كه پس از تشكّل و در صفوف در آمدن ، شياطين را ميرانند و از مداخله آنها در امر وحى جلوگير ميشوند ، و سوگند به آن ملائكهاى كه پس از راندن و زجر كردن شياطين ، بر پيامبران ذكر را ، و يا بر پيغمبر آخر زمان قرآن را تلاوت ميكنند .
و مؤيّد اين تفسير آنست كه : از آن تعبير به تلاوتِ ذكر نموده است . و نيز مؤيّد اين معنى است آنكه : گفتار رَمْى شياطين با شهابهاى ثاقِب در همين سوره پس از اين آيات آمده است .
نزول قرآن توسّط اين فرشتگان عديده ، منافات با نزول آن توسّط خصوص جبرائيل ندارد ، در آنجا كه ميگويد :
مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ .
« 1 »
« كيست كه دشمن جبرئيل باشد ؟ ! زيرا كه وى قرآن را بر قلب تو فرود آورد . »
و ميگويد :
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلى قَلْبِكَ .
« 2 »
« قرآن را روح الامين بر قلب تو فرود آورد
هامش
( 1 ) » . صدر آيه 97 ، از سوره 2 : البقرة
( 2 ) آيه 193 و صدر آيه 194 ، از سورهء 26 : الشّعرآء