تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
نديدم خوش‌تر از شعر تو حافظ * به قرآنى كه اندر سينه دارى ( 9 ) « 1 »
هامش
( 1 ) - از شماره ( 1 ) تا ( 9 ) به ترتيب غزلهاى شمارهء 99 ، 60 ، 69 ، 159 ، 200 ، 264 ، 280 ، 332 و 462 از « ديوان حافظ » طبع مؤسّسهء انتشارات امير كبير ، طهران ( 1363 ) در اين ديوان شمارهء صفحات طبق شمارهء غزل‌هاست . در احوالات حافظ آورده‌اند كه : چون هر صبحگاه حافظ به درس حكيم و متكلّم وقت : مير سيّد شريف جرجانى حاضر مىشد ، استاد از او مىپرسيد : ديشب در حالات خود تحفهء ما را چه آوردى ؟ و منظور او غزلى بوده است كه حافظ سروده است . حافظ تفسير « كشّاف » زمخشرى را معمولا تدريس مىكرده است . از آنجائى كه يك مفسّر عالىمقام است و زبان شعرش زبان رمز است ، فلهذا دقائق و لطائف آيات قرآن را خوب مىفهمد . و با زبان رمزى خود در پيچ‌وتاب‌هاى كنايات و استعارات چنان مىريزد كه گوئى از غيب الهام مىگيرد . و بر همين اصل است كه ديوان وى را « لسان الغيب » خوانند . شما ببينيد اين آيه مباركهء سورهء مزّمّل را كه مىفرمايد :إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلًا * إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا ،كه مىرساند شب وقت عبادت و خلوت است ، و روز وقت كار و كوشش و فعّاليّت در امور زندگى است ، چقدر زيبا و نيكو در اين دو بيت بيان مىكند : روز در كسب هنر كوش كه مى خوردن روز * دل چون آينه در زنگ ظلام اندازد آن زمان وقت مى صبح فروغ است كه * شبگرد خرگاه افق پردهء شام اندازد