حافظا در كنج فقر و خلوت شبهاى تار * تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور ( 6 ) و نيز فرموده است :
گفتمش زلف به خون كه شكستى گفتا * حافظ اين قصّه دراز است به قرآن كه مپرس ( 7 ) و نيز فرموده است :
هيچ حافظ نكند در خم محراب فلك * اين تنعّم كه من از دولت قرآن كردم ( 8 ) مجموعا حافظ در ديوان خود ، در نه جا نام از قرآن مىبرد ، هشت مورد از آن همين ابيات فوق بود كه ذكر شد ؛ مورد نهم را به مناسبت ختم اين بحث ، سزاوار است كه با تمام غزل مبارك بياوريم :
بيا با ما مورز اين كينه دارى * كه حقّ صحبت ديرينه دارى نصيحت گوش كن كاين در بسى به * از آن گوهر كه در گنجينه دارى به فرياد خمار مفلسان رس * خدا را گر مى دوشينه دارى و ليكن كى نمائى رخ به رندان * تو كز خورشيد و مه آئينه دارى بد رندان مگو اى شيخ و هشدار * كه با مهر خدائى كينه دارى نمىترسى ز آه آتشينم * تو دانى خرقهء پشمينه دارى
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 393
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٩٣