رئوف و مهربان را مشغول مىسازد ، و آن چيزى كه در ادب تو بر آن مصمّم شدم ؛ اينكه اين امر واقع شود ، درحالىكه تو عمرى را در پيش دارى و نوجوانى در برابر سالهاى درازى را كه در جلو دارى مىباشى ! تو داراى نيّت پاك و سالم ، و نفس صاف و پاكيزهاى مىباشى ! و ديدم كه : بايد اوّلا تو را به تعليم كتاب الله و تأويلش ، « 1 » و شريعهها و راههاى اسلام و احكامش ، و حلال و حرامش وارد سازم . و تو را در قرآن متوقّف گردانم ، و نگذارم از آن به چيز ديگرى بپردازى ! و سپس نگران شدم و ترسيدم مبادا بر تو مشتبه شود در اثر آنچه كه بر مردم در آرائشان و افكارشان اختلاف حاصل مىشود و آن امرشان را مشتبه مىسازد ، بر تو نيز ايجاد شبهه كند .
هامش
( 1 ) - مجلسى در « بحار الأنوار » طبع حروفى طهران ، ج 92 ، ص 106 و 107 ، در باب فضل تدبّر در قرآن از « منية المريد » از عبد الرّحمن سلمى روايت كرده است كه گفت : حدّثنا من كان يقرئنا من الصّحابة : أنّهم كانوا يأخذون من رسول الله صلّى الله عليه و آله عشر آيات ، فلا يأخذون فى العشر الأخر حتّى يعلموا ما فى هذه من العلم و العمل . « بعضى از اصحاب رسول خدا صلّى الله عليه و آله كه به ما قرائت قرآن را ياد مىدادند براى ما گفتند كه : آنها از رسول خدا ده آيه مىآموختند ؛ و در ده آيه ديگر وارد نمىشدند مگر زمانى كه آنچه را كه راجع به اين ده آيه بود از لحاظ علم و از لحاظ عمل ياد مىگرفتند . » و از ابن عبّاس روايت است كه گفت : كسى كه قرآن را مىخواند و تفسيرش را نمىداند ، مانند أعرابى است كه شعر را تند مىخواند . و از « أسرار الصّلاة » شهيد ثانى روايت است كه :
مردى حضور رسول خدا آمد تا او را قرآن ياد بدهد ، تا رسيد به اين آيه :فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ *وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ .« پس هركس به مقدار سنگينى يكذرّه عمل خوبى انجام بدهد آن را مىبيند ؛ و هركس به مقدار سنگينى يكذرّه عمل بد انجام دهد آن را مىبيند . » آن مرد به رسول خدا عرض كرد : كافى است مرا ، و رفت . رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود : انصرف الرّجل و هو فقيه . « اين مرد بازگشت درحالىكه فقيهى بود . »