از جميع مواهب الهيّه حفظ و نگهدارى كردند .
[ مضامين متفاوتى از آيات قرآن كريم دربارهء اصل خلقت انسان ]
امّا اين دايگان مهربانتر از مادر چون ديد خدائى نداشتند ، و ربط علوم و حقائق را از خالقش بريدند ، دنيا را تبديل به جهنّمى سوزان نموده ، و بشريّت را در اين دوزخ عاجل و زودرس با شتابى هر چه بيشتر روانه ساختند .
از گاندى نقل است كه قريب به اين مضمون گفته است :
« اروپائيها دنيا را شناختند ، و خود را نشناختند ؛ و چون خود را نشناختند ، هم خود را خراب كردند و هم دنيا را . » « 1 » دربارهء اصل خلقت انسان در قرآن كريم ، آياتى با مضامين متفاوتى وارد است :
1 -
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ .
« 2 » « اوست آنكه شما را از گل آفريد ؛ و سپس مدّتى را براى شما مقرّر نمود ؛ و مدّت ناميده شده در نزد اوست . » 2 -
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً .
« 3 »
هامش
( 1 ) در كتاب « ارتباط انسان و جهان » ج 3 ، ص 100 از سقراط حكيم شبيه اين عبارت را نقل مىكند و مىگويد : « سقراط كه تولّدش 470 سال قبل از ميلاد مسيح بوده است از رؤساء فلاسفهء الهيّين اوّلين و بزرگترين فيلسوفى است كه مطالعه و بحث در نفس انسانى را در مرحلهء اوّل دانش و فلسفه قرار داد ؛ و آخرين كلمهء او كه پس از خوردن سمّ شوكران به شاگردانش تعليم داد ، اين بود كه : نفس خودت را بشناس تا تمامى طبيعت و ماوراءطبيعت را بشناسى ! » و در كتاب « راه سعادت » طبع اوّل ، ص 63 گويد : « سقراط مىگويد : بيهوده در شناختن موجودات خشك و بىروح رنج مبر ؛ بلكه خود را بشناس كه شناختن نفس انسانى بالاتر از شناختن اسرار طبيعت است . »
( 2 ) صدر آيه 2 ، از سورهء 6 : الأنعام
( 3 ) صدر آيه 54 ، از سورهء 25 : الفرقان